صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١١ - نفسهاى آخر دشمنان داخلى
كردهاش از بين برود، يك وقتى به هم بخورد اوضاع. آن مال آنهايى است كه- رژيمهايى است كه- ملت با آنها نيست. اگر يك وقتى در زمان سابق يك شاهى مىمرد، يك مملكت به هم مىخورد كه شاه مرده است و شلوغ مىشد و چه؛ براى اينكه مردم با شاه و شاهبازى موافق نبودند. از اين جهت، وقتى كه شاه از بين مىرفت، شلوغى زياد مىشد. اما يك ملتى كه خودشان اساس سلطنت و شاهنشاهى را از بين بردهاند، اين ملت اين طور نيست كه حالا اگر يك كسى از بين برود و رئيس جمهور مثلًا- خداى نخواسته- از بين برود يا كسان ديگرى از بين بروند، اين اسباب اين بشود كه خير، كشور ما ديگر شكست خورد. رئيس جمهور هم مثل يكى از شماهاست. شماها او را قرار داديد رئيس جمهور. وقتى كه- خداى نخواسته- او از بين برود، شما يكى ديگر را قرار مىدهيد. بحمد اللَّه، افراد هستند. نبايد ما و ملت ما خيال كنند كه اگر توطئهها منتهى به اين شد كه فلان روحانى را بكشند، فلان امام جمعه را بكشند، فلان رئيس را بكشند، يك خبرى مىشود. اين در جاهايى خبر مىشود كه بستگى دارد اساس ملتشان و مليّتشان بر آنها. جاهايى كه اين طور نيست و هر يك از افراد خودشان اماماند، خودشان رئيسند، خودشان همه كاره هستند، يك همچو ملتى ديگر دنبال اين نيست كه اگر فلان را بكشند، اگر خمينى را بكشند، چه خواهد شد. نه، اين حرفها نيست در كار. همه شما بحمد اللَّه، هستيد و كشور خودتان را حفظ مىكنيد و مسأله، مسئله اسلام است.
در صدر اسلام، يك وقت در يك جنگى فرياد زدند منافقين به اينكه پيغمبر شهيد شد.
در قرآن آمده است كه خوب، پيغمبر شهيد بشود، ولى اسلام كه هست؛ پيغمبر شهيد شد، پيغمبر رحلت فرمود، على بن ابى طالب شهيد شد، اسلام هست. اسلام يك مرتبهاى است؛ يك اساسى است كه شالوده او را خدا ريخته است و خدا هميشه هست و اسلام هميشه. خداوند حفظ مىكند اين اسلام را، و لو من نباشم، تو نباشى، فلان رئيس نباشد.
قويدل باشيد، دلتان را به قرآن كريم و اسلام محكم كنيد. رشته خودتان را با خداى تبارك و تعالى محكم كنيد و خوف اين را نداشته باشيد كه يك وقت بيايند اينجا را بمباران كنند و يك دويست نفر [را] هم بكشند. اين چيز مهمى نيست، يك مملكت است، اين امور درش واقع مىشود.