زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨

زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص: ٦٨

می‌کنم آیا این حرف درست است که زن خصائصی را در طول تاریخ به ارث برده است؟ اصلا قانون وراثت این را به این شکل تصدیق می‌کند؟ یعنی اگر قانون وراثت این طور می‌بود که مرد از مرد پیدا می‌شد و زن از زن، مثل این که اساسا ازدواجی در کار نبود، مردها مرد می‌زاییدند و زنها زن، در این صورت این حرف درست بود؛ مردها خصائص خودشان را منحصرا به پسرها منتقل می‌کردند و زنها به دخترها. حالا که اینها از طریق توالد و تناسل و از طریق آمیزش ]فرزند[ ایجاد می‌کنند که نطفه مرد و نطفه زن یعنی سلول مرد و تخمک زن با همدیگر توأم می‌شوند، آیا وقتی که می‌خواهد پسر متولد شود قسمت بیشتر ]آن هسته[ از ژنهای مرد منتقل می‌شود و وقتی که دختر می‌خواهد متولد شود قسمت بیشتر از ژنهای زن منتقل می‌شود؟ یا در هر بچه‌ای ژن زن و مرد به طور متساوی منتقل می‌شود، هم در پسر و هم در دختر؛ یعنی پسر و دختر به طور مساوی از پدر و مادر ارث می‌برند. البته این که خود قانون وراثت حکم می‌کند که گاهی فرزند صفات این پدر یا این مادر را به ارث نبرد بلکه از پدرِ بزرگ‌تر یا مادرِ بزرگ‌تر به ارث ببرد، زن و مرد در این مطلب دخالت ندارند.

بنابراین خصائصی که مرد در طول تاریخ کسب می‌کند، متساویا، هم به پسرش منتقل می‌شود و هم به دخترش. خصائصی هم که زن در طول تاریخ کسب کرده، به طور متساوی هم به پسرش منتقل می‌شود و هم به دخترش.

]طبق نظر این افراد[ مثلا اگر ما ببینیم که دختر طبعا باحیاتر است بگوییم حیا یک امری بوده که بر جنس زن تحمیل شده است؛ اول یک مقدار کمی بوده و مرتب روی هم انباشته شده تا کم کم برای جنس زن غریزه شده. می‌پرسیم زن چطور حیا را به دخترش منتقل کرد و به