زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧

زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص: ٦٧

نیست؛ عواطف مرد برای این کار ساخته نشده است.

مطلبی را در ابتدا گفتید؛ این را من ضمنا از یک جهتش سؤال می‌کنم. در نوشته‌ها زیاد می‌بینیم که می‌گویند زن در بسیاری از خصائصی که دارد با مرد متفاوت است (قبول دارند که خصائص زن و مرد با یکدیگر متفاوت است) ولی اینها معلول جریان طبیعی نیست، معلول عوامل اجتماعی و عوامل تمدن است. یعنی در طول تاریخ اساسا با زن به گونه‌ای رفتار شده که این خصائص را به زن داده است. مرد به واسطه نیروی بیشتر بدنی که داشته اختیارات را در دست گرفته و هر چه که دلش می‌خواسته به زن تحمیل کرده است؛ همینها در طول تاریخ به شکل خصیصه برای زن به وجود آمده و بنابراین مدت زمانی باید بگذرد که با اینها مبارزه شود تا زن استعداد طبیعی خودش را باز یابد.

حتی در کتاب علم الاجتماع نیکولا حدّاد ـ که یک کتاب نسبتا قدیمی است ولی در زمان خودش کتاب بسیار نفیسی بوده و کتاب جامعی است و بحث خیلی مفصلی کرده ـ بحثی دارد تحت عنوان «استقواء الذکر علی الاُنثی» سرّ این که جنس نر به طور کلی نیرومندتر از جنس ماده است چیست؟ او هم می‌خواهد این امر را تابع همین علل اجتماعی بداند. می‌گوید بسا هست که از اول، جنس نر و ماده از لحاظ نیرو و اندام علی‌السویه بودند ولی وظیفه وضع حمل و شیر دادن و مانند آن، زن را خواه ناخواه در مقابل مرد ضعیف‌تر می‌کرده و مرد (یعنی جنس نر) به کارهای خشنی مانند جنگ می‌پرداخته و تدریجا جنس نر به واسطه مبارزات شدید و فعالیتهای زیاد و پرداختن به کارهای خشن، قوّت بدن و قوای عضلانی‌اش بیشتر و هیکل و اندامش بزرگتر شده و زن حتی اندامش هم کوچکتر شده است.

من هر چه فکر کردم، این با عقلم جور در نیامد. حال از شما سؤال