١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص

درس‌های اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤ - نگاهی دوباره به بحث حرکت

مرحله کرده‌اند[١] .

مرحوم آخوند فرصت تنظیم مطالب اسفار را پیدا نکرده

اینها همه دلیل بر این است که اسفار ابتدائا به صورت یادداشتهایی بوده که خود مؤلف فرصت پاکنویس و تنظیم آنها را پیدا نکرده است. علاوه بر آنچه ذکر شد قرائن بسیار دیگری نیز بر این مطلب هست. در اسفار مکررا پیش می‌آید که در مورد مطلبی که در گذشته گفته شده ایشان می‌گوید «و سیجیء»، یا در مورد مطلبی که در آینده می‌آید می‌گوید «و قد مضی»، و شاید در آن ترتیبی که ایشان در نظر داشته همین طور بوده. شاید ایشان مثلا ابواب «قوه و فعل» و«حدوث و قدم» و «اتحاد عاقل و معقول» و «علت و معلول» را به صورت جدا جدا نوشته بوده و بعد شاگردان ایشان بدون توجه به قرائن موجود، اینها را به این صورت فعلی درآورده‌اند.

قرینه دیگر این است که ایشان مباحثی را وعده می‌دهد که در آینده بحث می‌کنیم، در حالی که اصلا چنین بحثی در اسفار نیست. آن طور که یادم هست ایشان در مباحث «نفس» می‌گوید «ما این مطلب را در بحث «نُبُوّات» این کتاب مطرح می‌کنیم» یا در جایی می‌گوید «ما این مطلب را در آینده در بحث فلکیات مطرح خواهیم کرد» در حالی که اسفار نه بحث نبوّات دارد و نه بحث فلکیات. معلوم می‌شود این مباحث چیزهایی بوده که ایشان در نظر داشته بنویسد ولی بعد موفق به نوشتن آنها نشده، یا اینکه اگر موفق شده از دست رفته است[٢] .


[١] . «ستة مراحل» هم [كه در اول كتاب آمده] از اشتباه نساخ است. همچنين [آنجا ]می‌گويد «المسلكالاول» ولی ديگر مسلك ثانی‌ای مطرح نشده است.

[٢] . سؤال: آيا در منظومه مباحث جواهر و اعراض جزء امور عامه است؟استاد: بله. حتی حاجی تصريح می‌كند كه قسمتهای اول مباحث طبيعيات جزء امور عامه است، بااينكه آن را در مقصد چهارم ذكر كرده است. ايشان در باب تعاريف جسم، تصريح می‌كند و می‌گويد«اينها كه در اينجا ذكر می‌كنيم، جزء امور عامه است». حق هم همين است. به هرحال در اينكه مباحثجواهر و اعراض، از نظر اين آقايان جزء امور عامه است بحثی نيست. اينها از احكام موجود بما هوموجود است؛ يعنی جوهر شدن و عرض شدن، بعد از اينكه شیء تخصص طبيعی يا رياضی پيدامی‌كند نيست، بلكه در مرتبه‌ای است كه [شیء] با اينها تخصص طبيعی يا رياضی پيدا می‌كند.