درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٣
مطلب توجه نکردهاند که آن کسی که محقق دوانی با او بحث دارد مرحوم میرداماد است و محقق دوانی در واقع نظریه میرداماد را نقل و رد میکند. اگر کسی با کتابهای میرداماد آشنا باشد میداند که آنچه که محور فلسفه میرداماد است مسأله حدوث دهری است و باطل شدن حدوث دهری مساوی است با فروریختن تمام حیثیت فلسفه میرداماد. مثل این است که کسی نظریه اصالةالوجود یا حرکت جوهری را در فلسفه صدرالمتألهین رد کند. اگر کسی چنین کند تمام حیثیت فلسفه صدرالمتألهین خدشه دار میشود. مرحوم آخوند حدوث دهری میرداماد را قبول ندارد، ولی چون برای استادش احترام زیادی قائل است و میرداماد نه تنها استادش بلکه مرادش هم هست، اصلا حدوث دهری را در هیچ جا مطرح نکرده، اما در اینجا به طور ضمنی مبنای حدوث دهری را رد میکند و ثابت میکند که این با مسبوقیتی که شیخ و تابعان او خواستهاند اثبات کنند فرق دارد.
حدوث دهری میرداماد
مرحوم میرداماد مسبوقیت وجود شیء به عدم دهری را مطرح کرده و فرموده عوالم مراتبی دارند: یکی از عوالم عالم طبیعت است و دیگری عالم مافوق طبیعت که محیط بر عالم طبیعت است که به آن عالم ملکوت و عالم دهر میگویند. به عالم دهر به اعتبار آن ]ظرفی[ که برای آن فرض میشود عالم دهر گفته میشود، همان طور که عالم طبیعت را به اعتبار ظرفی که برایش فرض میشود عالم زمان میگویند. بعد ایشان میگوید: در عالم زمان هر موجودی در هر مرتبهای که هست آن مرتبه، مرتبه وجودِ آن است و اشیاء دیگر در زمانهای دیگری هستند که آن زمانها مرتبه عدم این موجود است؛ یعنی وجود اشیاءِ دیگر راسم عدم این موجودند، در حالی که عدم واقعی هر چیزی همان است که با وجودش مرتفع شده است. مثلا من در صد سال قبل نبودهام. حال چنین اعتبار میکنم که صد سال قبل، ظرف عدم من بوده است، در حالی که آن زمانی را که ظرف عدم خودم اعتبار میکنم، درواقع ظرف وجود غیر من بوده است. عدم من همان است که با وجود من مرتفع شده، ولی در عین حال صادق است که به نحو سلب تحصیلی بگویم «لستُ موجودآ فی سنة ١٢٠٠». اما نفسالأمریت عدم من در آن سال عین نفس الأمریت ]وجود[ اشیاء دیگر است؛ اگر آن اشیاء وجود نداشتند این عدم هم در آن ]ظرف[ اعتبار نمیشد.
بعد ایشان گفته: چنان که در موجودات زمانی که همعرضاند، در هر وجودی عدم