درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١ - فی أن القوة المحرکة الجسمانیة متناهیة التحریک
خلاصه مطلب
خلاصه مطلب این است:
مقدمه اول: قوه یا طبیعی است یا قسری. در قوه طبیعی (یعنی قوهای که در خود متحرک، کامن است) شکی نیست که متحرک که محل قوه است متقدّر و محدود و قابل انقسام است و قهرا قوهای هم که در آن وجود دارد به تبع محل، قابل انقسام است. (این کافی نیست برای اینکه ثابت کند قوه از نظر اثر محدود است؛ چون ممکن است کسی بگوید «بسیار خوب، قابل انقسام است، ولی از نظر اثر غیرمتناهی است». این فعلا یک مقدمه بود.)
مقدمه دوم: جسم صغیر و جسم عظیم که از یک نوع و سنخاند نمیتوانند ]از نظر اثر[ متساوی باشند؛ چون جسم صغیر به منزله جزء جسم کبیر، و قوه صغیر به منزله جزء قوه کبیر است و محال است که جزء و کل از نظر اثر، متساوی باشند[١] .
پس مقدمه دیگر این شد که جزء و کل نمیتوانند از نظر اثر مساوی باشند، بلکه همان نسبتی که میان جزء و کل است میان آثارشان نیز هست. اگر جزء عُشر کل است، اثرش هم عُشر اثر کل است.
همین قدر که این نسبت برقرار شد، اثر جزء محدود است، قهرا اثر کل هم محدود میشود.
[١] . سؤال: [صدای شخص سؤالكننده مفهوم نيست.]استاد: اين دو در جسميت مساویاند، نه در مقدار. جسميت غير از مقدار است. جسميت يعنی بودنشیء به اين حيث كه در آن، ابعاد سهگانه فرض شود. جسميت ممكن است در ضمن يك مقداركوچك باشد و ممكن است در ضمن يك مقدار بزرگ. اجسام در جسميت مشتركاند ولی در مقدارمتفاوت. «در مقدار» يعنی در يك عرَض، گو اينكه فرق اين عرض با محلش مثل فرق بقيه اعراض بامحلشان نيست و فرق جسم تعليمی با جسم طبيعی به ابهام و تعيين است، ولی به هرحال آن جسميتمشتركه، جسم طبيعی است نه جسم تعليمی.