درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠ - فی أن القوة المحرکة الجسمانیة متناهیة التحریک
اختلاف هست، منشأ آن چیست؟ اگر بگویید «منشأ این اختلاف، قابل (یعنی جسم بما أنه جسم؛ یعنی جسم بما أنه ممتدّ فی ثلاث جهات) است» جواب واضح است؛ جسمیت بما هی جسمیت، مشترک است میان جسم عظیم و جسم صغیر، یعنی جسم طبیعی بما أنه جسمٌ طبیعی، مشترک میان این دو جسم است و ما به الاشتراک نمیتواند منشأ اختلاف باشد.
اما اگر بگویید «منشأ اختلاف، یک امر طبیعی (یعنی یک قوه طبیعی در ذات جسم) است[١] »، جواب این است که وقتی فرض ما در حرکت طبیعی است به این معناست که طبیعت این جسم اقتضای این حرکت را دارد، و امکان ندارد طبیعت جسم در آنِ واحد، هم اقتضای حرکت را داشته باشد و هم اقتضای منع. پس منشأ اختلاف، امر ذاتی هم نمیتواند باشد.
ممکن است بگویید «منشأ اختلاف یک امر خارجی است». جواب این است : امر خارجی، اتفاقی است و لازمه وجود جسم نیست، ما جایی را فرض میکنیم که آن امر خارجی وجود نداشته باشد.
پس منشأ اختلاف نه جسم بما هو جسم است و نه امر طبیعی و نه امر قسری و خارجی.
بنابراین فقط دو حالت باقی میماند: یکی اینکه اختلاف وجود داشته باشد و منشأ آن فاعل باشد، و دیگر اینکه اصلا اختلافی وجود نداشته باشد.
خلاصه اینکه: اگر جسم عظیمی و جسم صغیری به حرکت طبیعی حرکت کنند، یا از نظر مدّت و عدّت میان این دو اختلاف هست یا نیست. اگر اختلاف باشد منشأ آن یا قابل است یا یک امر طبیعی و ذاتی و یا یک امر خارجی و قسری و یا فاعل. میخواهند بگویند از این پنج شق چهارتایش محال است و فقط یک شق باقی میماند. محال است منشأ اختلاف، جسم بما أنه جسم یا امر طبیعی و یا امر خارجی باشد. همچنین عدم اختلاف هم محال است (عمده حرف در همین جاست که چرا عدم اختلاف محال است. بیانش را عرض میکنیم). پس فقط این شق باقی میماند که اختلاف وجود داشته باشد و منشأ آن هم فاعل باشد. همین که ثابت شد که منشأ اختلاف فاعل است، این مدعا ثابت میشود که فاعل متناهیالتأثیر است.
[١] . اين، نظير حرفی است كه دوانی در رد خواجه گفت، كه قبلا جوابهايی به او داديم.