درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥ - فی أن القوة المحرکة الجسمانیة متناهیة التحریک
بررسی جواب شیخ
مطلبی که شیخ در اینجا فرموده، از یک نظر درست است. اگر یادتان باشد در بحث ماهیت سکون گفتیم که سکون دو جنبه دارد. یک جنبه سکون همان عدم حرکت است. بله، سکون از آن جهت که امری عدمی است علت نمیخواهد. ولی لقائل أن یقول: درست است که سکون امری عدمی است، اما در حالی که جسم ساکن است، در کنار این امر عدمی یک امر وجودی هم هست و آن این است که بالاخره جسم در وقتی هم که ساکن است متحیز است و مکان و أین دارد و أین یکی از اعراض است. هر عرضی معلول علتی است؛ یعنی معلول همان جوهر خودش است. و برای همین است که شما میگویید: جسم وقتی که ساکن است دارای نوعی أین است که همان أین ثابت است، و وقتی حرکت میکند أینش متغیر میشود. این گونه نیست که جسم در وقتی که ساکن است اصلا هیچ أینی نداشته باشد و وقتی که حرکت کند تازه دارای أین شود. این مثل این است که شیئی به حسب طبیعتش رنگ ثابتی داشته باشد و بعد رنگش متغیر شود. چنین شیئی در هر دوحال دارای رنگ است و در هردو حال هم رنگش علت میخواهد.
در اینجا هم اگر سکون را به معنی عدم حرکت بگیریم علت نمیخواهد، ولی قطعنظر از این مسأله، آن مقولهای که حرکت در آن واقع میشود، وقتی که حرکت میکند وجود تدریجی دارد و وقتی که حرکت نمیکند باز هم همان مقوله وجود دارد، ولی وجود دفعی. اینجاست که ممکن است کسی سؤال کند: اصلا بودن زمین در حیز معین، خودش حقیقت و واقعیتی است که علت میخواهد و علتش هم چیزی جز طبیعت زمین نیست. حال چطور شده که یک قوه طبیعی منشأ این حالت مداوم واقع شده است؟
جواب مرحوم آخوند
مرحوم آخوند وقتی میبیند روی مبانی قوم این مطلب قابل توجیه نیست، طبق مبنای خودش جواب میدهد. ایشان میگوید: خود همین، دلیل است بر اینکه اگر قوای طبیعی آنآ فآنآ متجدد نشوند اصلا اعراض ثابت هم نمیتواند وجود داشته باشد. خلاصه، ایشان مسأله را برمیگرداند به حرکت جوهریه و در واقع حرف ایشان این است که این ایراد بنا بر نظریه دیگران جواب ندارد و فقط بنا بر مبانی ماست که جواب دارد.
این، چهار ایراد و جوابهایش. این ایرادها و نقض و ابرامها خیلی پر ارزش نیست، گواینکه اصل مطلب با اهمیت و ارزشمند است. ما این بحث را به آخر برسانیم تا بعد راجع به اصل مطلب این فصل و فصل گذشته که مطالب مهمی است، بحث کنیم.