درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥ - فی کیفیة الاشتراک بین هذه الأقسام
دچار اشکال شد. مثلا میگوییم «اعلم بر عالم تقدم دارد» و حتی در صفات رذیله مثلا میگوییم «ابخل بر بخیل تقدم دارد». شیخ اشراق در برگرداندن اینها به تقدم بالطبع دچار اشکال شد و گفت: شاید در باب فضلها از باب این است که منجر به تقدم و تأخر در مجالس میشود و این هم بر میگردد به تقدم و تأخر زمانی، و شاید اشتراک لفظی باشد.
مرحوم آخوند میگوید: وقتی عینا نظیر آنچه در موارد دیگر هست، در اینجا هم هست چه دلیلی دارد این را مَجاز بدانیم؟! اعلم و عالم هر دو با علم نسبت دارند، ولی این نسبتها علیالسویه نیست. آن نسبتی که عالم با علم دارد اعلم هم دارد، ولی اعلم نسبتی با علم دارد که عالم ندارد. پس این مورد با موارد دیگر فرقی نمیکند و این، نقضی است بر نظریه شما. وقتی آنچه در سایر موارد هست در اینجا هم هست ما نمیتوانیم این را حمل بر مجاز یا اشتراک لفظی کنیم. این دلیل بر این است که اصلی که شما تأسیس کردید، صحیح نیست.
در اینجا این فصل پایان میپذیرد.
مرحوم آخوند مشکل تقدم بالزمان را حل نکردهاند
مرحوم آخوند تا اینجا در باب تقدم بالزمان اشکال کرد بدون اینکه آن را حل کند. شیخ برای تقدم و تأخر تعریفی بیان کرد و آنها را مشترک معنوی دانست. مرحوم آخوند فرمود «این تعریف درباره همه اقسام صادق است الّا درباره تقدم بالزمان» ولی خود ایشان مشکل را حل نکرد.
راه حل حاجی برای اشکال صدق تعریف شیخ بر تقدم بالزمان
بعدها خواستهاند این مشکل را حل کنند. حاجی در منظومه و در حواشی اسفار بیانی دارد که قابل توجه به نظر نمیرسد و ما نتوانستیم مطلب حسابیای از بیان ایشان بفهمیم. ایشان میگوید: در باب تقدم بالزمان همان معیاری که شیخ فرموده، صدق میکند، اما باید دید در اینجا چه مبدأ محدودی را در نظر بگیریم که نسبتها را با آن بسنجیم[١] . حاجی میگوید: آن امر محدود در باب تقدم زمانی «متی» است، نه خود زمان.
[١] . گفتيم كه در تقدم و تأخر، امر ثالثی لازم است كه متقدم و متأخر با آن انتساب داشته باشند و در اينانتساب، يكی بر ديگری اولويت داشته باشد.