درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٤ - فی ذکر التقدم و التأخر و أقسامهما
دو امر دیگر وجود داشته باشد که این دو امر مصداق ذاتی آن نیستند ولی انتساب به آن دارند و در انتسابشان به آن متفاوتاند.
ارتباط بحث کلی مشکک با بحث تقدم و تأخر
در اینجا حرف منطقیین در باب کلی متواطی و مشکک نزدیک میشود به حرف فلاسفه در باب تقدم و تأخر که در فصل بعد آمده. متأخرین از فلاسفه[١] وقتی که دنبال جامع مشترک میان اقسام تقدم و تأخر رفتهاند، به اینجا رسیدهاند که اصلا معنای تقدم و تأخر این است که دو شیء در امر سومی اشتراک داشته باشند و آنچه که یکی از این دو شیء از امر مشترک دارد دیگری دارد و این دیگری از همان امر مشترک چیزی دارد که اوّلی ندارد. این به همان مسأله تشکیک برمیگردد، منتها منطقی از آن امر سوم شروع کرده و گفته «کلی اگر نسبت به افراد، متفاوت بود مشکک است» ولی فیلسوف از افراد شروع کرده و گفته «دو امر که در امر سومی شرکت دارند اگر در آن امر سوم متفاوت باشند و آنچه یکی از آن امر سوم دارد دیگری داشته باشد و دیگری از امر سوم چیزی داشته باشد که اولی ندارد، این معنای تقدم است». پس تقدم و تأخر به تشکیک برگشت. حداقل به صورت سؤال میگوییم: آیا تقدم و تأخر به تشکیک بر نمیگردد؟
روی این حساب، تقدم بالزمان نوعی تشکیک است. البته پیاده کردنش آسان نیست. ما فعلا اصل مطلب را میگوییم و الّا برای پیاده کردنش دچار اشکالاتی شدهاند، مخصوصا در باب تقدم بالزمان اشکال عظیمی وجود دارد. خلاصه تقدم بالزمان، تقدم بالرتبه، تقدم بالطبع، تقدم بالعلیه و تقدم بالشرف هر کدام نوعی تشکیکاند.
این بحث مقدمهای بود برای فصل بعد تا ببینیم: آیا ماهیت تقدم و تأخر برمیگردد به همان چیزی که منطقیین به آن تشکیک میگویند؟ آیا امکان دارد میان همه اقسام تقدم و تأخر حتی تقدم و تأخر بالزمان جامع مشترکی باشد؟
مرحوم آخوند تقدم بالدهر را قبول ندارد
از اقسام تقدم و تأخر، تقدم و تأخر بالزمان و بالعلیه را قدمای از فلاسفه گفتهاند و اقسام دیگر را متأخرین تدریجا ملحق کردهاند. میرداماد نوعی تقدم و تأخر قائل است که اسم آن
[١] . اين حرف از متأخرين است نه متقدمين.