درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٣ - فی ذکر التقدم و التأخر و أقسامهما
نسبت دارند، ولی نسبتهای این اجسام با بیاض، به طور متساوی نیست. این، مطلب خیلی دقیقی است.
نظر شیخ اشراق در کلی مشکک
اما شیخ اشراق میگوید «این حرف صحیح نیست» و حق هم دارد که ایراد بگیرد. او میگوید: ما اگر سراغ ابیض هم نرویم و سراغ خود بیاض برویم میتوانیم همین حرف را بزنیم[١] . بله، جسمها مصداق بالعرض ابیضاند و ابیض نسبت به مصادیق خودش کلی عرضی است، ولی بیاض نسبت به مصادیقش عرضی نیست، بلکه ذاتی و ماهیت است. در عین حال میبینیم که بیاضها در بیاض بودن متفاوتاند و اصلا صدق بیاض بر افراد بیاض بالتفاوت است. پس اینکه گفتهاند «تشکیک در ماهیت جایز نیست» صحیح نیست.
المیز إمّا بتمام الذات أو بعضها او جا بمنضمات
بالنقص و الکمال فیالمهیة ایضآ یجوز عند إلاشراقیة[٢]
نظر صدرالمتألهین در کلی مشکک
صدرالمتألهین میگوید: هیچ کدام از این دو نظر صحیح نیست؛ البته ایشان در مقایسه میان حرف شیخ و حرف شیخ اشراق، حرف شیخ را قبول میکند، ولی میگوید: تشکیک حقیقی در مراتب وجود است[٣] و اصلا به مفاهیم و ماهیات مربوط نیست، نه ماهیات عرضی و نه ماهیات ذاتی. تشکیک حقیقی در نهایت امر به وجود برمیگردد و در ماهیات هم احیانا به تبع وجود تشکیک پیدا میشود، آنهم نه ماهیات ذاتی، بلکه همانهایی که شیخ کلی عرضی دانسته، که اینها هم در واقع ماهیت نیستند، چون مشتقاند و مشتقات مصداق واقعی ندارند. پس در ماهیات و مفاهیم عرضیه، به تبع وجود تشکیک پیدا میشود. پس گرچه منطقیین این طور که ما تحلیل کردیم تحلیل نکردهاند، ولی رسیدیم به اینجا که در کلی مشککی که منطقی میگوید، باید مبدأ اشتقاقی وجود داشته باشد و لااقل
[١] . شيخ اين را قبول ندارد.
[٢] . منظومه، المقصد الاول، الفريدة الاولی.
[٣] . ايشان اين مطلب را از اصالةالوجود نتيجه گرفته است.