درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٢ - فی ذکر التقدم و التأخر و أقسامهما
نظریه بوعلی در کلی مشکک
در اینجا امثال بوعلی نظریهای دارند و شیخ اشراق و صدرالمتألهین هر کدام نظریه دیگری دارند. نظریه امثال بوعلی این است که تشکیک در کلیهای عَرَضی است؛ یعنی تشکیک در چیزهایی است که به آنها «عرضی خاص» یا «عرضی عام» میگوییم؛ یعنی تشکیک در چیزی است که ماهیت افراد خودش نیست. هر کلی که افرادش مصداق بالذاتش نیستند بلکه مصداق بالعرضش هستند میتواند مشکک باشد، مثل ابیض و عالِم. اما هر کلی که ذاتی افراد خودش است نمیتواند مشکک باشد، مثل ماء، هوا، نار و انسان. این است که امثال بوعلی میگویند «تشکیک در ماهیت جایز نیست» یعنی کلی مشکک وجود دارد ولی هیچ کلی مشککی ماهیت افراد خودش نیست، جنس یا نوع یا فصل نیست، بلکه کلی مشکک عرضی عام یا عرضی خاص است. در عرضی، مصداقها مصداقهای بالعرضاند نه بالذات. در واقع در کلی ذاتی وقتی مثلا میگوییم «این آب است» به این معناست که این وجودِ آب است، اما در کلی عرضی وقتی میگوییم «این ابیض است» به این معناست که چیزی هست به نام بیاض و چیزی هست به نام جسم که غیر بیاض است، و میان این دو چیز نسبتی برقرار است. پس کلی ذاتی یعنی آنچه مصداقش آن است؛ زید انسان است، نه اینکه زید چیزی است که با انسانیت رابطه و نسبتی دارد، بلکه زید خود انسانیت است. ولی وقتی میگوییم «زید سفید است» به این معناست که زید واقعیتی است و سفیدی واقعیتی دیگر، و میان این دو واقعیت رابطه و نسبت حالّ و محل برقرار است؛ یعنی بیاض در زید حلول کرده.
پس حرف امثال شیخ این است که کلی مشکک فقط در جایی است که مصداقْ بالعرض است، که در اینجا معنی مصداق بودن این است که این شیء نسبتی دارد با آن مبدأ اشتقاق، نه اینکه واقعا این شیء وجود آن کلی است[١] . به تعبیر دیگر: کلی مشکک از نوع مشتقات است و معنی مصداق بودنِ مصداق در آنها این است که مصداقِ ذاتی است که نسبتی دارد با مبدأ اشتقاق.
پس در واقع مطلب در مشکک چنین است: مبدأ مشترکی وجود دارد که اشیائی با آن نسبت دارند، ولی این اشیاء در این نسبت با یکدیگر اختلاف دارند. مثلا اجسامی با بیاض
[١] . سؤال : نسبت به مصاديق خودش بالعرض نيست و بايد برگردد به بالذات.استاد : حرف شما صحيح است، ولی اينها اين را نمیگويند.