درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٠ - فی أنّ الحدوث لیس علة الحاجة إلی العلة المفیدة بل هو منشأ الحاجة
نظریه چهارم: شیء به دلیل اینکه نحوه وجودش وجود تعلقی است نیازمند به علت است[١] .
دو نکته
در اینجا دو نکته را باید یادآوری کنیم. اولا این مسأله که «مناط احتیاج به علت چیست؟» از مسائلی است که منحصرا در فلسفه اسلامی مطرح شده و در فلسفه یونانی مطرح نبوده است و در فلسفه اسلامی هم به دنبال مشاجرات متکلمین با فلاسفه مطرح شده و مسأله خیلی مفیدی هم هست. این مسأله در فلسفه اروپایی هم اصلا مطرح نشده است. مطرح نشدن این مسأله سبب اشتباهات بسیار زیادی میشود و خیلی از انحرافاتی که موجب مادیت شده به این جهت بوده که این مسأله حل نشده است. ما این مسأله را مکررا گفتهایم و دیگر تکرار نمیکنیم.
مسأله دیگری که باید عرض کنیم این است: از جمله بینظمیهایی که در کار مرحوم آخوند است این است که لازمه مبانی ایشان (یعنی مسأله اصالت وجود، و نیز آنچه در باب جعل میگوید که جعل به وجود تعلق میگیرد، و نیز تحقیقی که در باب علیت کرده است که هر معلولی تعلق و رابطه محض با علت است) این است که در باب مناط احتیاج به علت حرفی بزند غیر از حرفی که همه فلاسفه و متکلمین گفتهاند و آن همان حرفی است که ما الان به آن اشاره کردیم، ولی ایشان در جاهایی که این مسأله را عنوان کرده و در مورد آن مفصلا بحث کرده، با کمال تعجب آنچه را که مطابق مبنای خودش است نگفته؛ و لهذا افرادی مثل حاجی که به مبنای مرحوم آخوند و آنچه در لابلای حرفهایش در جاهای دیگر گفته توجه نکردهاند، خیال کردهاند مبنای مرحوم آخوند با مبنای دیگران در باب مناط احتیاج به علت یکی است[٢] . اما اولا مبانی مرحوم آخوند اقتضا میکند که ایشان حرفی بزند غیر از حرفهای دیگران. ثانیا در جاهای دیگر که جای طرح این مسأله نبوده گاهی در ضمن یکی دو سطر مبنای خودش را گفته و رد شده، از جمله همین جا و نیز یک جا در باب قوه و فعل.
ما اگر بخواهیم این بحث را مفصل بیان کنیم باید چند جلسه در اطراف آن صحبت
[١] . ما در اصول فلسفه برای اولين بار اين طور تقسيم كردهايم.
[٢] . حاجی در منظومه بر اساس مبانی قدما نظر داده و رد شده.