آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٦ - داستان باغداران
«انّا بَلَوْناهُمْ کما بَلَوْنا اصْحابَ الْجَنَّةِ» ما اینها را مورد آزمایش قرار دادیم، آنچنانکه صاحبان باغ را مورد آزمایش قرار دادیم. (کلمه «صاحب» در فارسی به معنی «مالک» گفته میشود؛ میگوییم صاحب این خانه، یعنی مالک این خانه. در اینجا اتفاقاً همین معنا درست است، ولی کلمه «صاحب» در زبان عربی معنای وسیعتری دارد. انسان با هر چیزی که نوعی همراهی داشته باشد، به آن میگویند صاحب او، یار او. اصلًا صاحب یعنی همراه. به مالک هم اگر میگویند صاحب، چون نوعی همراهی میان مالک و مملوک وجود دارد، و لهذا همراه سفر انسان را میگویند صاحبِ سفر، یعنی همراه سفر.) ما آنها را مورد آزمایش قرار دادیم، همچنان که قبلًا صاحبان باغ را، همراهان باغ را (مقصود در اینجا همان مالکان است: مالکان باغ را) مورد آزمایش قرار دادیم«اذْ أقْسَموا لَیصْرِمُنَّها مُصْبِحینَ» آنگاه که با یکدیگر تبانی کردند و همقسم شدند که صبح بسیار زود، بامدادان [میوههای] این باغ را بچینند، که تا دیگران خبر شدند اینها برده باشند.
«وَ لا یسْتَثْنونَ» و قسم خوردند که استثناء نکنند. استثناء یعنی جداکردن. کلمه«وَ لا یسْتَثْنونَ» را مفسرین دو جور تفسیر کردهاند: یکی اینکه«وَ لایسْتَثْنونَ» یعنی (قسم خوردند که صبحانه بچینند و) قسم خوردند که جدا نکنند، یعنی گفتند همه یکجور کار کنیم، سهمی برای فقرا جدا نکنیم؛ این هم جزء قسمشان بود. دیگر اینکه چون در زبان عربی «ان شاءاللَّه» گفتن را هم استثناء میگویند (میگویند:
استثناء کرد، یعنی گفت: فلان کار را میکنم اگر خدا بخواهد. معنایش این است: مگر اینکه خدا نخواهد) بعضی گفتهاند: اینجا مقصود از«وَ لا یسْتَثْنونَ» این است که قسم خوردند و «انشاءاللَّه» نگفتند. ولی ظاهر این است که اگر