آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٨ - بهترین عمل، نه بیشترین عمل
میفرماید: خدا این نظام مرگ و زندگی را (درواقع یعنی نظام طبیعت را) از آن جهت آفرید که شما را در آزمون نیکوترین عمل قرار بدهد:«لِیبْلُوَکمْ أیکمْ أحْسَنُ عَمَلًا». نفرمود: «لِیبْلُوَکمْ أیکمْ أکثَرُ عَمَلًا»، چون دوگونه میتوانست بیان بفرماید: یکی اینکه شما را آزمایش کند که چه کسی بیشتر عمل میکند، دیگر اینکه شما را آزمایش کند که چه کسی بهتر و نیکوتر و صوابتر عمل میکند. اگر تعبیر این بود که چه کسی بیشتر عمل میکند، تکیه روی کمیت بود، ولی وقتی که فرموده:«لِیبْلُوَکمْ أَیکمْ أحْسَنُ عَمَلًا» تکیه روی کیفیت است. از ما عمل میخواهند، ولی در عمل، ما میتوانیم زیاد عمل کنیم، اما میتوانیم بهتر عمل کنیم، یعنی چگونگی عمل ما بهتر باشد.
در هر چیزی این موضوع مطرح است. این مثال عادی را ذکر کنم، همین سخن گفتن. آیا زیاد حرفزدن هنر است یا نیکو حرفزدن؟ ممکن است یک انسان ده ساعت پشت سر هم حرف بزند و یک نفر دو دقیقه حرف بزند ولی او در ده ساعت حرفزدن هیچ محتوایی نداشته باشد و این دو دقیقه حرف زدنش همه محتوا باشد. این دو دقیقه حرف میزند که بعد ده ساعت میشود شرح داد، او ده ساعت حرف میزند که دو دقیقه نمیشود از آن خلاصه گرفت. این، فرق میان کمّیت و کیفیت است. خدا انسان را مورد آزمون بهترین عمل قرار داده است، نه آزمون زیادترین عمل.
میدانید که زهّادی که در قدیم وجود داشتند تکیهشان بیشتر روی بیشترین عمل بود. با همدیگر مسابقه میگذاشتند، او میگفت مثلًا من شبانهروزی چند هزار رکعت نماز میخوانم. ممکن است کسی دو رکعت نماز بخواند که ارزشش بیشتر باشد از صدها هزار رکعتی که