آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣ - شباهت و تفاوت دستورات خدا و دستورات طبیب
باید بفهمم بعد عمل کنم. تو اگر بخواهی اول فلسفهاش را بفهمی بعد عمل کنی، پس تو خدا را بندگی نمیکنی. طبیب هم وقتی چیزی بگوید و مصلحتش را بدانی عمل میکنی. بندگی آن وقت است که در عین اینکه من یقین دارم و میدانم خدا برای خودش دستور نمیدهد برای من دستور میدهد، ولی اطاعت من به خاطر آن مصلحت نیست. آن وقت خودپرستی میشود، اگر به خاطر امر او باشد میشود خداپرستی. سعی بین صفا و مروه چه فلسفهای دارد؟ ما میدانیم خدا چون بدون فلسفه امر نمیکند فلسفهای دارد، اما من این کار را انجام میدهم فقط چون خدا گفته است. از نظر عبودیت، این [عمل،] کامل است؛ یعنی انسان امر خدا را از آن جهت اطاعت کند که امر اوست: من عبدم و او ربّ؛ عبد وظیفهاش این است (نه وظیفه به معنی تکلیف) یعنی دستور عقل و وجدانش این است که عبدی که همه چیز را از مولای خود دارد، هستی و سلامتش از اوست، همه وسایل زندگیاش از اوست، از آن هوایی که در آن نفس میکشد [تا سایر نعمتها، بدون چون و چرا دستور مولا را عمل کند.]
حال اگر انسان امر طبیب را مخالفت کند، فقط همان یک ضرر را متحمل شده که آن مصلحت را از دست داده، اما اگر امر خدا را مخالفت کند دو چیز را از دست داده است: یکی اینکه آن مصلحت را از دست داده، و دیگر اینکه تمرّد کرده است در مقابل حقیقتی که او استحقاق اطاعت دارد؛ به اصطلاح عبدی است که بر ضد فرمان مولای خودش طغیان کرده است. یک قسمت از عذابهای اخروی معلول حالت طغیان عبد است در مقابل مولای خودش. این است که قرآن میگوید: در این گونه موارد، هم عذاب دنیاست و هم عذاب آخرت؛ عذاب دنیاست به