آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠ - وضعیت زن مرضعه
همان حامل بودن است، یعنی این فلسفه غیر از فلسفه رجوع در عده است. حتی اگر زنی که الآن در حال حمل و باردار است فرضاً در وضعی باشد که غیرقابل رجوع هم باشد، باز باید بر او انفاق بشود، چون مسأله این است که بچهای از همین مرد در رحم دارد. بچهای که بچه این مرد است و نفقه آن بچه بر عهده این پدر است نه بر عهده این مادر، الآن دارد از وجود این زن تغذی میکند، پس تا وقتی که این زن به این وضع هست حتماً مرد باید زندگیاش را متکفل شود، چون بچه او در رحمش هست، خواه قابل رجوع باشد و خواه نباشد. این است که این را جداگانه ذکر فرموده است:وَ انْ کنَّ اولاتِ حَمْلٍ فَانْفِقوا عَلَیهِنَّ حَتّی یضَعْنَ حَمْلَهُنَوضعیت زن مرضعه
بعد مسأله مُرضِعَه در کار میآید. حال اگر وقتی که زن را طلاق دادند قبلًا وضع حمل کرده و اکنون دارد بچه شیر میدهد، تکلیف چیست؟ آن حالت اجبار و جبر [در کار نیست،] چون تا زن حامله بود بچه الزاماً از همین زن باید تغذی کند، راه دیگری برایش وجود ندارد، پس الزاماً خود آن زن باید بر نفقه این مرد باشد؛ ولی زن مرضعه یعنی زنی که بچه شیرده است چطور؟ اینجا الزامی نیست که تغذی بچه از شیر مادر باشد و نگهدارش هم مادر باشد (در زمان حمل نگهدارش هم بود) یا به زن دیگری (دایه) بدهند. الزام نیست ولی اولویت هست، و اولویت به این معناست که آن کسی که باید متعهد مخارج نگهداری و عهدهداری این بچه بشود مرد است، ولی زن برای نگهداری اولویت دارد، یعنی اگر گفت: من نگه میدارم، باید به او بدهیم و آن مزد و اجری