آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٣ - زخم
میرسد. اینها فکر کردند که بهترین راه مبارزه با پیغمبر این است که ما پیغمبر را از بین ببریم بدون آنکه مسؤولیتی در مقابل بنیهاشم متوجه ما بشود، چون میدانستند بنیهاشم- اعم از آنها که مسلمان بودند یا نبودند و به طورکلی عرب برای مسأله خونخواهی قبیلهای به اعتبار وحدت قبیله اهمیت قائل است؛ یعنی اگر اینها میخواستند پیغمبر را بکشند، همان ابولهب که دشمن پیغمبر بود ممکن بود که بعد به خونخواهی برخیزد به اعتبار اینکه او فردی از قبیله است. گفتند: یک کار ما میتوانیم درباره پیغمبر بکنیم؛ پیغمبر را از بین ببریم بدون اینکه قاتل شناخته بشود، و آن این است که از وجود آن شخص استفاده کنیم، غافل از اینکه یک پیغمبر خدا را که دیگر نمیشود با چنین کارها از بین برد.«وَ انْ یکادُ الَّذینَ کفَرُوا»مسأله چشمزخم
مقدمتاً دو مطلب را عرض بکنم. یکی اینکه چشمزخم اگر هم حقیقت باشد، به این معنای رایج امروز در میان ما- بالاخص در میان طبقه نسوان که فکر میکنند همه مردم چشمشان شور است- قطعاً نیست. همان کفار جاهلیت هم به چنین چیزی قائل نبودند، بلکه معتقد بودند که یک نفر وجود دارد و احیاناً در یک شهر ممکن است یک نفر یا دو نفر وجود داشته باشند که چنین خاصیتی در نگاه و نظر آنها باشد.