آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧ - ای درباره توکل
آشنایی با قرآن ٨، صفحه :٢٧
نکتهای درباره توکل
در کلمه «توکل» هم همینگونه است. این نکته را تا به حال ندیدهام کسی ذکر کرده باشد؛ به نظر اینجور میآید: توکل از ماده «وَکلَ» است که وکالت هم از همین باب است. «وَکلَ» یعنی واگذار کرد. توکیل که به اصطلاح علم صَرف باب تفعیل «وَکلَ» است، یعنی وکیل گرفتن. وکیل یعنی کسی که انسان کار را به او واگذار کرده است، توکیل یعنی وکیل انتخاب کردن. علیالقاعده باید به جای «تَوَکلَ عَلَی اللَّهِ»، «وَکلَ اللَّهَ» باشد، یعنی هر کسی که خدا را وکیل و کارگزار کار خودش قرار بدهد، و حال آنکه توکل معنایش قبول واگذاری است، یعنی متعهدشدن و قبول کردن. علیالقاعده اینجور است که موکل ما هستیم، متوکل خداست، نه اینکه متوکل ما باشیم، چون ما که کار خدا را به عهده نگرفتهایم؛ متوکل یعنی کسی که کار را به عهده میگیرد، و خداست که بناست کار ما را به عهده بگیرد. پس چطور است که در همه جای قرآن کلمه «توکل» به کاربرده شده است؟ بعلاوه کلمه «توکل» با «عَلی» چه ارتباطی دارد؟ «توکل بر خدا» یعنی چه؟ باید بگوییم توکل به سوی خدا، نه توکل بر خدا.
کلمه «عَلی» اینجا چه معنی میدهد؟
توکل یک امر قراردادی نیست و یک امر ذهنی محض هم نیست که انسان در ذهنش بگوید: من توکل کردم. توکل درواقع معنایش این است که انسان در کارهای خودش فقط امر خدا را درنظر بگیرد، طاعت خدا را در نظر بگیرد، وظیفه را در نظر بگیرد و در سرنوشت خودش