آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٨ - اصل التفات
اختصاص دارد به ذات مقدّس اللَّه، رب و پروردگار و خداوندگار همه جهانها. اینجا گوینده که ما هستیم، بنده هستیم، داریم از خدا به صورت یک مغایب یاد میکنیم: حمد از آنِ خداست. در اینجا خدا مخاطب نیست؛ خدا را سپاس میگوییم، بعد هم همینجور اسمها به صورت مغایب ادامه پیدا میکند، میگوییم:«الرَّحْمنِ الرَّحیمِ.مالِک یوْمِ الدِّینِ». یکمرتبه این حالت غیاب تبدیل به حالت خطاب میشود، مثل اینکه بلاتشبیه (این تشبیهها تشبیههای ناقصی است) در جلسهای شخصی حضور دارد، ما ابتدا به هر علتی (علتش را عرض میکنم) گویی با کسان دیگر صحبت میکنیم، ولی درباره او حرف میزنیم، میگوییم: آقای فلان چنین و چناناند، یکمرتبه رو به خودش میکنیم، میگوییم: شما چنین و چنان هستید.
مسلّم خطاب، یک شایستگی بیشتری میخواهد. کأ نّه در نیمه اول سوره، شخص برای خودش آمادگی و شایستگی به وجود میآورد، آنگاه در نیمه دوم، خود خدا را مخاطب قرار میدهد و میگوید:«إیاک نَعْبُدُ وَ إیاک نَسْتَعینُ ...» پروردگارا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو کمک میجوییم؛ ما را به راه راست هدایت کن، راه کسانی که آنها را مورد انعام خود قرار دادهای، نه راه کسانی که مغضوب تو هستند و نه راه آن گمراهان و رهگمکردگان.
سوره مبارکه حمد نمونهای است از آنچه که «التفات» نامیده میشود؛ ولی التفاتی است از غیبت به خطاب؛ یعنی ابتدا حالت مغایب را دارد، بعد چون متکلّم و آن موضوع به یکدیگر بیشتر نزدیک میشوند، تبدیل میشود به خطاب.
عکس قضیه هم هست و آن این است که اوّل حالت مخاطب را