آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٧ - اصل التفات
قسمت آخر این سوره مبارکه است که آیات، اکثر با کلمه«قُلْ» شروع میشود. از مجموع هفت آیهای که در اینجا هست، شش آیهاش با لفظ قُلْ شروع میشود.قُلْ یعنی بگو.
آیه اوّل را(قُلْ هُوَ الَّذی انْشَأَکمْ وَ جَعَلَ لَکمُ السَّمْعَ وَ الْابْصارَ وَ الْافْئِدَةَ قَلیلًا ما تَشْکرونَ)اصل «التفات»
در فن فصاحت و بلاغت در علم معانی، اصلی است که از آن به «اصل التفات» تعبیر میکنند. در آنجا مقصود از «التفات» این است که متکلّم در یک سیاق واحد که دارد سخن میگوید، از این حالتهای سه ضمیر، یعنی حالت ضمیر غیاب یا خطاب یا تکلّم، از یکی به دیگری التفات پیدا میکند. مثلًا سیاق سخن سیاق غیبت یعنی مغایب است، یکمرتبه این سیاق مغایب تغییر پیدا میکند، در حال ادامهاش تبدیل میشود به سیاق خطاب، درصورتی که مطلب همان مطلب است. و یا برعکس، سیاق، سیاق خطاب است، بعد تبدیل میشود به سیاق غیاب، درصورتی که مطلب یک مطلب است. و این همیشه به علت یک سلسله نکات است که در علم «معانی بیان» توضیح دادهاند که به چه علل و جهاتی گوینده سیاق سخن خودش را تغییر میدهد.
مثال روشنش سوره مبارکه حمد است. این سوره، نیمی شکل غیاب دارد و نیم دیگر شکل خطاب، درصورتی که درواقع همه آن یک سیاق است.
سوره حمد اینچنین شروع میشود:«الْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ» سپاس