آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٠ - داستان مردی که اغلاط قرآن را اصلاح کرد
ساریکم خوانده) من خودم اهل ساری هستم، ساری دارالمؤمنین است، نوشتم: ساریکم دارُ الْمُؤمِنینَ.
عیناً همین کار را این شخص در قرن بیستم روی دیوان حافظ انجام داده است.
حال این چیست؟ از بیسوادی نیست؛ نه این است که بگوییم اینقدر سواد نیست.
از لجاجت و عتوّ و نفور است. از یک طرف از حافظ نمیتواند ببُرد، از طرف دیگر میبیند محتوای حافظ با فکر او جور درنمیآید. او دلش میخواهد یک حافظی باشد که نه خدا را قبول داشته باشد، نه پیغمبر را، نه قیامت را، نه معنویت را، هیچچیز را قبول نداشته باشد؛ هم حافظ باشد و هم هیچیک از اینها را قبول نداشته باشد.
رسماً میآید کلمات را عوض میکند، برای اینکه با مقصود خودش جور دربیاید.
بَلْ لَجّوا فِی عُتُوٍّ وَ نُفورٍ. قرآن میفرماید: مسأله این نیست که این مطلب بر اینها ثابت نباشد یا این موضوعات، موضوعات مشکلی باشد که نتوانند درباره آنها فکر کنند؛ مسأله این است که روی دنده لج افتادهاند و لجبازی میکنند.
این مسأله حافظ و مولوی و سعدی و ... امروز در ایران یک مسألهای شده است، مسأله مهمی هم شده است. از یک طرف اینها مفاخر بزرگ ادبی ایراناند و بلکه مفاخر بزرگ ادبی جهاناند و ایران و زبان فارسی را که دنیا میشناسد، به واسطه این چند نفر میشناسد و عدهای نمیتوانند از اینها ببُرند، یعنی بریدنی نیست؛ و از طرف دیگر اینها آنچنان با اسلام گره خوردهاند که این گره را نمیشود باز کرد.
حال چکار میشود کرد که انسان مولوی یا حافظ یا سعدی یا نظامی و یا ناصرخسرو را بگیرد، اسلام را دور بیندازد؟ تمام تلاشها برای این