آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٠
نشکافتهاند، «اسفل سافلین» حال است. بنابراین معنی چنین میشود: ما انسان را یک وقتی هم برمیگردانیم در حالی که او اسفل سافلین و رفوزهترین رفوزههاست؛ یعنی ما انسان را تا این مقام عالی بردهایم و این استعداد عالی را به او دادهایم، یک وقتی هم هست که او را برمیگردانیم و آن، وقتی است که او اسفل سافلین شده، یعنی خودش را از هر سافلی سافلتر کرده و چون چنین کرده ما او را میبریم به جایی که باید ببریم: ثُمَّ رَدَدْناهُ حالَ کوْنِهِ أسْفَلَ سافِلینَ.
آیا همه انسانها بازمیگردند در حالی که اسفل سافلیناند؟
آیا همه انسانها این طورند؟ نه، بعضی انسانها این طورند، ولی انسانهای دیگر که در همان احسن تقویم خلق شدهاند میروند جلو تا جایی که فیض و اجر لایتناهی را از حق میگیرند و اصلا کارشان پایانی ندارد: اِلاَّ الَّذینَ امَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ مگر آنهایی که در مسیر ایمان قرار گرفتهاند و عملهای صالح و شایسته انجام دادهاند؛ یعنی به مقتضای همان احسن تقویمشان عمل کردهاند.
فَلَهُمْ أجْرٌ غَیرُ مَمْنونٍ. اجر عبارت است از همان فیض الهی. فیضی که خداوند در نتیجه یک عمل اختیاری به انسان میدهد «اجر» نام دارد. میفرماید: به آنها اجر پایانناپذیر و قطعنشدنی[١] میدهیم؛ یعنی اجر آنها پایان ندارد. خدا پایان ندارد، فیضش هم پایان ندارد.
عجیب است! انسان در احسن تقویم خلق شده است، ولی بعد چقدر راهها از یکدیگر جدا میشود؛ یکی میرود در بینهایت سفالت، دیگری میرود در بینهایت علوّ!
[١] . «مَنّ» يعنی قطع.