آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٥
مشخصی است. اما انسان طوری خلق شده است که دیگران از آن به «موجود بیسرشت» تعبیر کردهاند، ولی ما نمیگوییم بیسرشت، بلکه میگوییم موجودی با سرشتهای مختلف اما نه سرشتهای اجبارکننده؛ موجودی با سرشتهای متضاد و با قدرت انتخابِ راه خود از میان این سرشتهای متضاد. حال که راهها متعدد و متشتت است و برای انسان امکان رفتن از هزارها راه و کوچه و پسکوچه و خطر گم شدن در این کوچهها و پسکوچهها و سقوط در درهها هست، آن یک راهی که انسان را به مقصد میرساند چیست؟ فَأمّا مَنْ أعْطی وَ اتَّقی. وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنی. فَسَنُیسِّرُهُ لِلْیسْری. وَ أمّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنی. وَ کذَّبَ بِالْحُسْنی. فَسَنُیسِّرُهُ لِلْعُسْری[١] .
سرشت ثانوی
اینجا دو مطلب هست که باید ذکر کنم. مطلب اول اینکه: گفتیم انسان در آغاز خلقت دارای سرشتهای متضاد است و نسبتش به همه این سرشتها علیالسویه است، یعنی فاقد سرشت اجبارکننده است[٢] ، و باید راهش را از میان این سرشتهای متضاد انتخاب کند. نکتهای که باید
اضافه کنم این است: تفاوت دیگری که انسان با جمادات به طور کلی و با گیاهان و حیوانات در سطح وسیعی دارد ]این است که دارای طبیعتی است[ که آن را طبیعت دوم انسان مینامند. طبیعت دوم یعنی خویپذیری، خُلقپذیری، مَلَکهپذیری. انسان به همان دلیل که فاقد سرشت معین و مشخص است، سرشت ثانوی میپذیرد.
سرشت ثانوی چیست؟ سرشت ثانوی همان است که در تعبیرات
[١] . ليل / ٥ ـ ١٠.
[٢] . نه اينكه مطلقا فاقد سرشت باشد، چنان كه بعضی گفتهاند.