آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٣
را. این است که: إنَّ سَعْیکمْ لَشَتّی. به فرشته و حیوان نمیگویند: «إنَّ سَعْیک لَشَتّی» چون راه فرشته و حیوان متفرق نیست؛ ولی به انسان گفته میشود: «إنَّ سَعْیکمْ لَشَتّی»؛ برای اینکه یک انسان رو به بالا میرود و دیگری درست ضد او میخواهد رو به پایین برود، یکی از راست میپیچد یکی از چپ و یکی از روبرو میرود، یکی روی خط مستقیم میرود یکی روی خط منحنی و یکی روی خط منکسر، بلکه یک فرد گاهی به بالا میرود، گاهی به پایین، گاهی به راست، گاهی به چپ، گاهی به عقب برمیگردد و گاهی به جلو میرود. این تشتّت سعی، از مختصات انسان است.
و لهذا این، انسان است که در عین حال نیاز به هدایت و راهنمایی دارد تا به او بگویند: به تو این امکانات متعدد و مختلف و متخالف و متضاد داده شده است، اما این طور نیست که هریک از این راههای ممکن را انتخاب کنی، برای سعادت تو یکنواخت باشد، بلکه در میان این همه راههای ممکن که برای تو وجود دارد یکی راه راست است که راه تو همان است، و راههای دیگر راههای کج است که تو را به مقصد نمیرساند. اینکه در آیات بعد میفرماید: إنَّ عَلَینا لَلْهُدی[١] ، به همین جا میخورد. هدایت کردن با ماست؛ حال که انسان را اینچنین آفریدهایم، بر عهده ماست که او را از بیرون هم راهنمایی کنیم؛ یعنی همان نبوت. فرشته و حیوان احتیاجی به نبی ندارند، ولی انسان به نبی احتیاج دارد[٢] . و لهذا ما پیامبران مبعوث میکنیم و کتابهای آسمانی میفرستیم تا آن راه
[١] . ليل / ١٢.
[٢] . آن موجودی هم كه خلقتش شبيه انسان است (برخلاف آنچه غالبا توهم میشود كه خلقتش شبيه مَلَكاست) و قرآن از آن تعبير به «جنّ» میكند، از بيرون احتياج به هدايت دارد.