آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٠
شمع ]گرم [میشده و معلوم نیست آیا به نفت اتصال داشته یا چیز دیگری بوده. مردم مشرقزمین اصلا خوششان میآید که دیگران را در حیرت و سؤال باقی بگذارند. چرا سرّ مطلب را نمیگویی تا دیگران هم یاد بگیرند؟!
امثال اینها بسیار زیاد است. این، مضایقه کردن در اعطاء است؛ یعنی مضایقه کردن است در دادن آنچه که به دیگران فایده میدهد. خراسانیهای خودمان به این جهت معروفاند. میگویند وقتی از آنها سراغ منزل کسی را میگیرید، در جواب میگویند: مِدُنُم و نُمُگُم[١] . چرا میدانی و نمیگویی؟! بگو! این بخل است. اول شرط در این راه معطی بودن است، جواد بودن است، بخشنده بودن است. از آنچه که داری، مادیات یا معنویات، به دیگران برسان، چرا بخل میورزی؟!
٢. ملکات روحی پسندیده
وَ اتَّقی. إتّقاء، تقوا، خود نگهداری، خود حفظ کردن؛ که همان ملکه پرهیز از فساد و گناه و سقوط در حیوانیت است. «اعطاء» عمل است و «تقوا» ملکه روحی. در اصطلاح قرآن و نهجالبلاغه تقوا یک ملکه روحی است[٢] . نهجالبلاغه میفرماید: إنَّ تَقْوَی اللهِ حَمَتْ أوْلِیاءَ اللهِ مَحارِمَهُ[٣] . تقوا خودِ اجتناب از محرمات نیست، بلکه تقوا عبارت است از یک حقیقتی در روح انسان که مقدمه و سبب اجتناب از گناهان است.
در سوره یوسف داستان پرهیجان یوسف را میخوانیم؛ از آن ابتدا
[١] . ]خنده استاد و حضار.[
[٢] . در آن دو سخنرانی كه راجع به تقوا كردهام و چاپ هم شده است، با استناد به آنچه كه در قرآن و نهجالبلاغهآمده است، تقوا را معنی كردهايم. ]رجوع شود به كتاب ده گفتار.[
[٣] . خطبه ١١٢.