آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨
کلمه «تسبیح»
برویم سراغ کلمه «تسبیح» (سَبِّحْ). تسبیح یعنی تنزیه، منزه دانستن، مبرّا دانستن. خداوند متعال صفات کمالیه یا جمالیه و صفات جلالیه دارد، یا به تعبیر دیگری که متکلمین و فیلسوفان میگویند، صفات ثبوتیه و صفات سلبیه دارد. مقصود چیست؟ صفات ثبوتیه یعنی صفاتی که خدا را باید با آن صفات خواند و توصیف کرد، مثل همانهایی که ما معمولا در نماز توصیف میکنیم: اَلْحَمْدُ لِلّهِ. الله اگرچه میگویند عَلَم است ولی آن هم به یک معنا صفت است. رَبِّ الْعالَمین (رب). اَلرَّحْمن، اَلرَّحیم، مالِک یوْمِ الدّین. قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ. «احد» از صفات کمالیه است. همین طور اَلصَّمَد.
صفات سلبیه آن چیزهایی است که باید خدا را از آنها منزه شمرد، چون حکایت از یک نقص میکند. نقص یعنی آنچه که به نیستی و به محدودیت ]باز میگردد.[ هر چه که از محدودیت وجود ناشی بشود بازگشتش به نیستی و عدم است و نقص است. در همان سوره قُلْ هُوَ اللهُ بعد از اَللهُ الصَّمَدُ میگوییم لَمْ یلِدْ او نزاییده است، والد نیست. اعم از این است که پدر نیست یا مادر نیست. وَلَدَ یلِدُ در زبان عربی، هم درباره پدر میگویند هم درباره مادر. در فارسی به مادر «والده» به معنای زاینده میگوییم ولی به پدر همان لفظ «پدر» را میگوییم و لفظی نداریم که به پدر بگوییم زاینده. اما در عربی به پدر میگویند والد، یعنی زاینده فرزند، به مادر میگویند والده، یعنی زاینده، چون زایش از هر دو است. اصلا معنای زایش این است که یک چیزی از درون چیز دیگر بجوشد و از او جدا شود و بیرون بیاید. مثل اینکه میگوییم آب از زمین زایش میکند، یعنی در درون زمین و در لابلای اعماق زمین هست، بعد بیرون میآید. نطفه ابتدا از وجود پدر زایش میکند و میرود در رحم مادر، بعد از رحم مادر باز زایش میکند، متولد میشود و بیرون میآید؛ پس هم پدر زاینده