آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٦
تشبیه
هدایت و ضلالت مثل روشنایی و تاریکی است. یک چراغ موشی در یک اتاق تاریک و نسبت به آن تاریکی مطلق روشنایی است، اما نسبت به یک لامپ صدشمعی تاریکی است. باز لامپ صدشمعی نسبت به یک لامپ پانصد شمعی تاریکی است. باز لامپ پانصد شمعی نسبت به بالاترش تاریکی است. و همه اینها نسبت به خورشید تاریکی است. همانطور که روشنایی و تاریکی امری نسبی است هدایت و ضلالت هم نسبی است. اگر کسی به دهی چراغ برق بکشد و بعد به مردم ده بگوید: «شما داشتید در تاریکی به سر میبردید و من آمدم به شما روشنایی دادم» آیا مردم ده میتوانند به او بگویند «چطور ما روشنایی نداشتیم؟! ما چراغ موشی داشتیم»؟ نه، چون او نمیخواهد بگوید تو چراغ موشی هم نداشتی، بلکه میخواهد بگوید آنچه تو داشتی، در مقابل آنچه من به تو دادم تاریکی بود؛ شما تاریک بودید من شما را روشن کردم؛ یعنی آنچه تو قبلا داشتی نسبت به این، تاریکی بود. همین طور صبح که خورشید طلوع میکند میگوییم: «ما در تاریکی به سر میبردیم و خورشید ما را روشن کرد». در اینجا نمیشود گفت: «ما روشنایی داشتیم، خیابانها و خانههای ما چراغ داشت»؛ بله، خانهها و خیابانها چراغ برق داشت و خیلی هم چراغهایش قوی بود، ولی اینها نسبت به آنچه خورشید به ما داد تاریکی بود. پس اینها یک سلسله امور نسبی است.
وَ وَجَدَک عائِلا فَأغْنی تو را فقیر و عیالمند یافت و تو را بینیاز کرد. پیغمبر اکرم همان طور که یتیم بود فقیر هم بود و میدانیم که بعد از بیست و پنج سالگی که با تقاضای خدیجه با او ازدواج کرد، حالت بینیازی پیدا کرد.
این سه آیه را برخی به صورت دیگری ]معنا[ کردهاند که به نظر من