آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠
گرسنگی.
این روزگار گرسنگی همیشه هم وجود دارد، در زمان حاضر هم وجود دارد. الان آمارها نشان میدهد که در همین دنیایی که در قسمتهایی از آن مازاد آذوقهها را به دریا میریزند و مانع میشوند کشاورزانِ خودشان کشاورزی کنند، در حدود هفتصد میلیون نفر زندگی میکنند که شاید یک دهم غذایی را که مورد نیاز آنهاست ندارند[١] .
یتیمآ ذا مَقْرَبَةٍ ]اطعام[ یک یتیم خویشاوندی. أوْ مِسْکینآ ذا مَتْرَبَةٍ یا یک فقیر خاک نشینی، آن که سر و کارش با خاک است. اینها گردنههایی است که باید عبور کنید. ای انسان! تو از این گردنهها عبور نکردهای، پس چه میگویی؟! «متربة» از «تُراب» است. «ذا متربة» یعنی صاحب خاک. در زبان عربی به چیزی که ملازم با چیزی است میگویند «صاحب آن» یعنی همراه آن. در فارسی این معنا را با یای نسبت بیان میکنیم. مثلا میگوییم «خاکی»، یعنی خاک نشین. عرب همین معنا را با کلمه «ذا» یا «صاحب» بیان میکند. «ذا متربة» یعنی آدمی که سر و کارش با خاک است، یعنی باید روی خاک زندگی کند. به فقیر وقتی خیلی فقیر شد، میگویند مسکین، خاک نشین.
یک فکر انحرافی
بعد قرآن مطلب عجیبی ذکر میکند. در زمان ما به اصطلاحِ امروزیها یک فکر خَلقی پیدا شده که میگویند: انسان هر کاری برای خودش و هوای نفسش بکند غیر خدایی است و هر کاری برای مردم و خلق بکند خدایی است. بنابراین مؤمن کسی است که برای مردم کار کند ولو خدا را قبول
[١] . عكسهای اينها را در روزنامهها میبينيم؛ اسكلتهايی مرده، بچههايی با سرهای بزرگ و گردنهای باريك ودستهايی كه ذرهای گوشت ندارد!