آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٦
. لا اُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ سوگند یاد نمیکنم به این شهر. قبلا عرض کردهایم[١] که گاهی قسم خوردنها و سوگند یاد کردنها ضمنی و کنایی است. انسان گاهی در مورد چیزی که شایسته سوگند خوردن است مثلا میگوید: به جان پسرم سوگند یاد نمیکنم؛ یعنی جای سوگند هست و اگر مقتضی باشد سوگند میخورم. به هر حال اینجا تلویحا نوعی سوگند خوردن است. لا اُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ سوگند یاد نمیکنم به این شهر. وَ أنْـتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ. و حال آنکه تو مقیم هستی به این شهر. گفتیم که این «سوگند یاد نمیکنم» به طور کنایه، سوگند یاد کردن است، مثل اینکه میگوییم: «نه به جان تو سوگند» یا «نه به خدا» که در فارسی خیلی معمول است. این «نه به خدا» همان مفهوم «به خدا» را میدهد. منتها اینجا جملهای اضافه شده: وَ أنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ. این جمله از آن جملههایی است که مثل بسیاری از موارد در قرآن، به چند صورت معنی میشود و هر چند صورت هم صحیح و درست است.
در قرآن گاهی یک جمله، مفید چند معناست
مکرر گفتهایم که در مورد قرآن هیچ مانعی ندارد که یک جمله در آنِ واحد مفید چند معنی باشد. شاید تشبیه کلام خدا به کلام انسان از یک نظر درست نباشد، ولی برای تفهیم و تمثیل مانعی ندارد. گاهی انسان جملهای میگوید و خودش توجه دارد که این جمله به چند صورت میشود خوانده شود و همه هم درست است، گرچه شاید بعضی از صورتها از بعضی دیگر بهتر باشد. سعدی شعری دارد در توحید، که میگوید :
[١] . در اول سوره قيامت و وسط سوره تكوير كه میفرمايد: فَلا اُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ.