آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٩
خیر این مرد بزرگوار را میکنم، از بزرگانِ اتقیایی بود که من در عمرم دیدهام. ما در اصفهان و قم زیاد خدمتشان رسیدیم و نزدشان درس خواندیم، ولی یک هفتهای در ایام زمستان ایشان در قم و در حجره ما بودند که آن یک هفته برای من بسیار بسیار پر ارزش است و جزء ذخایر عمر من است. ایشان سحرها دو سه ساعت به طلوع صبح بیدار میشد و چه نمازی و چه حالی داشت! نزدیک طلوع صبح که میشد ]قرآن میخواند.[[١] این پیرمرد سوره فجر را با یک حالی میخواند تا میرسید به همین آیه: وَ جیءَ یوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ. یوْمَئِذٍ یتَذَکرُ الاِْنْسانُ وَ أنّی لَهُ الذِّکری، که دیگر اشکهایش سرازیر میشد و منقلب میشد درست مثل مرغی که پرپر بزند.
یقولُ یا لَیتَنی قَدَّمْتُ لِحَیاتی انسان میگوید: ای کاش برای زندگیام چیزی پیش فرستاده بودم! انسان وقتی وارد صحرای قیامت و عالم آخرت میشود تازه میفهمد که زندگیاش آن است و این که در دنیا بوده اصلا زندگی نبوده، بلکه جلسه امتحان بوده. درست مثل یک دانشجو که ساعتی در جلسه امتحان است و آن امتحان سرنوشتش را در همه عمر و برای دهها سال تعیین میکند. در اینجا تعبیر قرآن تعبیر عجیبی است، کأنه میخواهد بگوید قبل از اینجا اصلا زندگی نبود. یقولُ یا لَیتَنی قَدَّمْتُ لِحَیاتی ای کاش من برای زندگیام چیزی پیش فرستاده بودم.
فَیوْمَئِذٍ لا یعَذِّبُ عَذابَهُ أحَدٌ. وَ لا یوثِقُ وَثاقَهُ أحَدٌ. آنوقت چنین انسانی که با نعمتهای الهی چنین رفتار کرده است خدا او را عذاب میکند عذاب کردنی که احدی چنین عذابی ]نمیکند.[ معلوم است که عذاب خدا با عذاب بنده خیلی متفاوت است. بنده هر چه بخواهد عذاب کند مقدار
[١] . ]اندكی از سخن استاد ضبط نشده است.[