آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢
قرار گرفتن است.
در منطق قرآن هر دوی اینها برای انسان فقط وسیله است که هم میتواند وسیله سعادت و کمال و تقرب واقع شود و هم میتواند وسیله شقاوت و دوری از خدا و بدبختی واقع شود؛ یعنی هیچ کدام بالفعل و بالذات دلیل بر هیچ چیزی نیست؛ نه انعام و اقبال دنیا به انسان علامت لطف یا بیلطفی الهی است و نه ادبارش، بلکه در منطق قرآن هر دوی اینها وسیله است و به تعبیر خود قرآن امتحان است. انسان میتواند از امتحانِ «داشتن» سرفراز بیرون بیاید و میتواند رفوزه بیرون بیاید، و نیز از امتحانِ «نداشتن» ممکن است موفق بیرون بیاید و ممکن است شکست خورده بیرون بیاید. و لهذا قرآن از هردوی اینها به عنوان ابتلا و امتحان الهی یاد میکند و میگوید هیچ کدام از اینها را فی حد ذاته چیزی نشمارید، ولی این طور به مسئله نگاه کنید که خدا این نعمتها را به من روزی کرده است پس من الان مورد آزمایش الهی هستم و باید بدانم که وظیفهام چیست. اگر انسان در موردِ داشتن، به وظیفهای که در آن شرایط و در آن وضع دارد عمل کند آن داشتن، نعمت واقعی است و اگر عمل نکند همان، وسیله بدبختی است. مثل ریسمانی است که به انسان بدهند که با آن، هم میتواند بالا برود و هم میتواند ته چاه برود. فقر هم همین طور است. چه بسا افرادی که در فقر به کمال و سعادت رسیدهاند و چه بسیار افرادی که از فقر به شقاء و بدبختی رسیدهاند، هم در دنیا بدبخت شدند هم در آخرت.
پس نه اغنیا میتوانند به آن دلیل که اغنیا هستند بگویند: «ما مورد عنایت الهی هستیم و شما فقرا اگر آدمهای خوبی بودید خدا اینقدر توی سرتان نمیزد» و نه فقرا میتوانند بگویند: «شما به دلیل اینکه اغنیا هستید آدمهای بدی هستید و ما به دلیل اینکه فقیر هستیم آدمهای