آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦
برای انسان وقتی است که بعد از تب و تاب زیادی که در روز داشته و خسته شده، از روشنایی به سوی تاریکی میرود و واقعا هم به حسب قاعده و جریان طبیعی بهتر این است که انسان اول شب بخوابد و صبح بعد از اینکه شب را استراحت کرده و غذا هم تا حد زیادی هضم شده و اعصابی راحت و آرام دارد، در یک خلوت و آرامشی آن نسیم ملایم صبحگاهی به انسان میوزد و قبل از طلوع صبح که سحر است (وَ اللَّیلِ اِذْ اَدْبَرَ[١] ـ وَاللَّیلِ اِذا یسْرِ[٢] ) و هنگام طلوع صبح، ساعات و لحظاتی روحانی است؛ یعنی در مجموع حالت روحانیتی به انسان دست میدهد.
پس این قسم خوردن به سپیده دم به اعتبار آن روحانیتی است که سپیده دم برای دل بیدار ایجاد میکند و الّا برای آدمهای شوربختی که تا ساعت ٣ بعد از نصف شب بیدارند و تازه آنوقت سنگینترین خوابها را شروع میکنند و اغلب برای اینها خبری از نماز صبح هم نیست، سحر و سپیده دم و «وَ الصُّبْحِ إذا تَنَفَّسَ» وجود ندارد.
این روایت را شنیدهاید که علی (ع) در همان شب نوزدهم ماه رمضان وقتی اذان صبح را گفتند[٣] ، خطاب به سپیده دم فرمود: ای سپیده دم! از روزی که علی به دنیا آمده است روزی نبوده که تو طلوع کنی و چشم علی خواب باشد.
برای همین است که آنهایی که بویی از معنویت بردهاند برای بیداری آخر شب و بینالطلوعین ارزش زیادی قائلاند. حتی من درباره بعضی
[١] . مدّثّر / ٣٣.
[٢] . فجر / ٤.
[٣] . ايشان در همان حال كه امام بودند از نظر شأن معنوی، و خليفه و حاكم بودند از نظر شأن دنيايی، خودشانمیرفتند روی مأذنه مسجد و اذان میگفتند. اغلب اشخاص شأن خودشان نمیدانند كه بروند روی مأذنه وصدايشان را به الله اكبر بلند كنند و حتما بايد آدم درجه پايينی باشد كه مثلا به او پول بدهند تا اذان بگويد!