آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١
شتر دقت نمیکنند که چگونه آفریده شده، در وجود این موجود چه نظامها، چه حکمتها و چه حسابها به کار رفته است؟ وَ اِلَی السَّماءِ کیفَ رُفِعَتْ به این آسمان نگاه نمیکنند، آسمانِ برافراشته شده، چگونه به این رفعت قرار داده شده؟ این همه ستارگان، این همه اشیاء همه آثار خلقت خداست. کوهها را نمیبینند چگونه نصب شده و قرار داده شدهاند؟ زمین را نمیبینند چگونه گسترده شده است؟ همه اینها هم با یک نظم و نظام معین است که اگر یک ذره حسابها کم و زیاد شود اصلا عالم از هم میپاشد. پس نظام این عالم را ببینید و تدبیر الهی و حکمت الهی و علم الهی و اراده الهی و خواست الهی را در این اشیاء ببینید؛ وقتی که در اینجا ببینید، تصدیق شما آنچه ]را[ که در آنجا هست، سادهتر خواهد بود.
پیامبر تذکر دهنده است
فَذَکرْ اِنَّما اَنْتَ مُذَکرٌ. از اینجا مخاطب پیغمبر است: ای پیغمبر وظیفه تو تذکر دادن، متنبه کردن، بیدار کردن است. مکرر گفتهایم که قرآن برای انسان قائل به یک فطرت الهی است و همیشه بر این مطلب تکیه دارد که در نهاد همه انسانها یک حس خدایی وجود دارد. به پیغمبر میگوید که تو آن حس خدایی را در مردم بیدار کن. فَذَکرْ اِنَّما اَنْتَ مُذَکرٌ وظیفه تو تذکر دادن است، لَسْتَ عَلَیهِمْ بِمُصَیطِرٍ تو مسلط بر آنها نیستی؛ یعنی وظیفه تو این نیست که مردم را ]با جبر و زور به سوی دین بیاوری.[ اگر مردم گوش نکردند و اطاعت نکردند تو مسئولیت آنها را نداری، اختیار آنها را به تو ندادهاند و تو مسئول آنها بیش از این که مذکر آنان باشی نیستی. یک وقت یک نفر را به شکلی مسئول قومی قرار میدهند که ]به او میگویند[ تو باید آنها را ]به سوی این دین [بیاوری، به جبر هم که شده باید آنها را بیاوری. میگوید: نه، مسئله دین مسئله جبر نیست، مسئله بیدار کردن است. تو باید به آنها تذکر بدهی، هر کس گوش