آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦
حقایقی را یاد میگیرد، حکمت عملی را یاد میگیرد، حکمت نظری را یاد میگیرد، مطلبی را میشنود که قلب او را روشن میکند، زمانی که از آنجا بیرون میرود حالتش درست حالت آدمی است که قبلا گرسنه بوده و رمق نداشته و بعد یک غذای مقوّی خورده است (مثل کسی که روزه هفده ساعته را گرفته، بعد موقع افطار رسیده و یک غذای مقوّی حسابی خورده، حس میکند که نیرو گرفته). با شنیدن این گونه حقایق و وارد شدن این امور در روحش واقعا نشاط پیدا میکند. یا وقتی که انسان یک کار نیکی انجام میدهد: عبادتی میکند، قرآنی میخواند، دعایی میخواند، قدم خیری برای مردم برمیدارد، خدمتی میکند برای رضای خدا، احسانی میکند، بعد احساس سبکبالی میکند.
بر عکس، اگر انسان مدتی مثلا دو ساعت غیبت میکند، در وقتی که غیبت میکند یک نوع لذت نفرتآوری هم دارد و یک لذت نفرتآوری میبرد (مثل این که وقتی انسان یک شیء بد بو را دارد میخورد، هم لذت میبرد هم از بویش متعفن است) ولی بعد از دو ساعت که کارش تمام میشود بیشتر احساس ناراحتی و اضطراب میکند. آن شبه غذاست. از آن نظر که انسان میخورد غذاست، از آن نظر که اگر تا قیامت هم بخورد سیر نمیشود بلکه گرسنهتر میشود شبه غذاست. یوْمَ نَقولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلاَْتِ وَ تَقولُ هَلْ مِنْ مَزیدٍ[١] به جهنم میگوییم: پرشدی؟ میگوید: هنوز هم هست؟ بدهید. در این راهها انسان این جور میشود؛ خودش تبدیل میشود به یک جهنم. اینها غذاست چون انسان میخورد، شبه غذاست چون در انسان سیری ایجاد نمیکند، هر چه میخورد انگار چیزی نخورده، بلکه گرسنهتر میشود و رنج بیشتری نصیبش میشود.
[١] . ق / ٣٠.