آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩
هستی) به اعتبار این است که قرآن قائل به فطرت است، یعنی خدای متعال هر انسانی را با فطرت انسانیت یعنی با فطرت توحید و فطرت اسلام و با اصول اسلام آفریده؛ یعنی خدای متعال هر کسی را در اصل خلقت به گونهای آفریده است که وقتی این حقایق به او گفته شود مثل این است که قبلا میدانسته و غافل بوده. فقط توجه دادن است. انسان توجه پیدا میکند به آنچه که خدا در سرشت و خمیره او قرار داده. مثل این است که آدم خواب باشد، از خواب بیدارش کنند؛ یا غافل و بیتوجه باشد متوجهش کنند. یک مثال ساده : فرض کنید شخصی در خیابان دارد میرود و غرق در خیالات و اوهام خودش است، توجه ندارد؛ یک اتومبیلی به سرعت از آن طرف دارد میآید، یکدفعه شما متوجهش میکنید. تا میگویید متوجه خود باش، چشمهایش که گویی بسته بوده یکدفعه باز میشود.
میفرماید: فَذَکرْ تذکر بده، همه را تذکر بده، چون این فطرت در همه هست. ولی البته مردم دو دسته خواهند بود: عدهای که بر فطرت اصلی باقی هستند و فطرت خدادادی را مسخ نکردهاند ]و عدهای که آن را مسخ کردهاند،[ و هر کسی که فطرت خدادادی را داشته باشد و بر آن فطرت باقی باشد حالت خشیت (یعنی دلهره به اصطلاح امروز) و نگرانی در او هست.
خشیت یا دلهره، از ویژگیهای انسان
این خودش یک نکتهای است. امروز مطلبی میگویند که خود مطلبْ قدیمی است ولی اصطلاحش جدید است؛ میگویند از جمله مختصات انسان اضطراب و دلهره و نگرانی است و این کمال انسان است نه نقص انسان. حیوان دلهره ندارد، چرا؟ چون فهم و درکش را ندارد. یک حیوان