آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٣
نامید. پیغمبر هرگز خودش را «مَلِک» ننامید و از این کار ابا داشت؛ همین طور موسی.
پس کلمه «وزیر» ردیف کلمه «مَلِک» نیست که در مقابل هر وزیری یک ملک لازم باشد. پیغمبر هم علی را برای خودش وزیر نامید؛ یعنی خواست بگوید که علی در تحمل این بار سنگین کمک من بوده است. «عَلِی وَزیری وَ وَصِیی و...» که پیغمبراکرم درباره او فرمود به همین معناست. «وزیر» از ماده «وزر» است و «وزر» یعنی بار سنگین. وزیر من آن کسی است که در برداشتن این بار سنگین به من کمک کند.
کلمه «وزر» که اصلش به معنای بار سنگین است، در مورد گناه هم به کار برده میشود به اعتبار اینکه هر گناهی برای انسان یک بار سنگین است. مکرر گفتهایم که خاصیت گناه این است که روح انسان را سنگین میکند، یعنی نیرو را از انسان میگیرد و انسان به حالت آدمی در میآید که وقتی راه میرود باری هم در کولهبار خودش دارد. بر عکس طاعت که به انسان نیرو میدهد : وَ اسْتَعینوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوةِ وَ إنَّها لَکبیرَةٌ إلّا عَلَی الْخاشِعینَ[١] . خاصیت کار نیک نیرو دادن است.
انسان وقتی کار نیک میکند مثل این است که خوب تغذیه شده باشد و آمپولهای مقوّی به او زده باشند، و وقتی گناه میکند مثل این است که باری در کولهبارش گذاشتهاند که همان راه رفتن عادی را برایش دشوار کرده.
پس اگر به گناه میگویند «وزر» به اعتبار این است که بارِ سنگین است، نه اینکه وزر همیشه یعنی گناه. پس «وزر» یعنی بار سنگین که در مورد گناه هم به کار برده میشود.
اینجا میفرماید: وَ وَضَعْنا عَنْک وِزْرَک و فرو نهادیم از دوش تو این
[١] . بقره / ٤٥.