آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٥
حوصله فراوان است؛ یعنی اگر کسی بخواهد مدیر و رئیس باشد و بخواهد با مردم سروکار داشته باشد و عده زیادی را اداره کند، شرطش این است که حوصله خیلی وسیعی داشته باشد. آدمهای کمحوصله و عصبانی که زود ناراحت میشوند، نمیتوانند مدیر و رئیس باشند و جمعیتی را اداره کنند، حالا هر نوع مدیریتی میخواهد باشد. یک معلم که میخواهد یک کلاس را اداره کند، اگر آدم تنگ حوصلهای باشد نمیتواند اداره کند. یک مرد که میخواهد عائله خودش را در درون زندگی خودش اداره کند، او هم باید سعه صدر داشته باشد. به هر نسبت که دایره مدیریت انسان وسیعتر باشد احتیاج به سعه صدر بیشتری دارد.
معمولا مفسرین، اینجا همین معنی را ذکر کرده و گفتهاند: خدا به پیغمبراکرم منت میگذارد و این نعمت را یادآوری میکند که آیا ما این ابزار کار را، این حوصله خیلی فراوان را و خلاصه این سعه صدر و ظرفیت بسیار بزرگ روحی را به تو ندادیم؟! یعنی دادیم. ولی به نظر میرسد که کلمه «شرح صدر» با کلمه «سعه صدر» مقداری متفاوت است. در هر جا که شرح صدر باشد نوعی سعه صدر هست، اما اسم هر سعه صدری را نمیشود شرح صدر گذاشت. قرآن میتوانست بگوید : ألَمْ نَسَعْ لَک صَدْرَک. ولی فرموده: ألَمْ نَشْرَحْ لَک صَدْرَک. شرح یعنی چه؟
معنایی که الان برای «شرح» رایج است این است که مثلا کسی کتابی یا متنی مینویسد خیلی خلاصه و زبده، به طوری که هر کسی نمیتواند تمام جزئیات مقصود و منظور نویسنده را متوجه شود، بعد کس دیگری پیدا میشود و این کتاب یا متن را شرح میکند؛ یعنی مثل اینکه آن را از هم باز میکند. بعد شما میبینید این شخص از یک سطر آن متن یک صفحه مطلب در میآورد. افرادی که خیلی عمیق هستند میتوانند چنین کتابهایی را شرح کنند. خواجه نصیرالدین طوسی کتابی نوشته