آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٨
وَ أمّا بِنِعْمَةِ رَبِّک فَحَدِّثْ. دستور سوم ما به تو این است: نعمت خدا را کتمان نکن، بازگو کن. این را اصطلاحا «تحدّث به نعمت» میگویند. در مورد نعمتهایی که خدا به انسان میدهد، انسان از نظر اینکه با مردم بازگو کند یا نکند حالتهایی میتواند داشته باشد که بعضی مذموم است و بعضی ممدوح. یکی اینکه نعمت را بازگو کند ولی در مقام مفاخره و برای به رخ مردم کشیدن و برای اینکه بگوید: منم که چنین هستم. اینجا جایی است که نباید نعمت را بازگو کرد؛ یعنی اگر گفتنش سبب میشود که دیگری در خود احساس حقارت کند، نباید گفت. آنجا که ذکر نعمت مفهوم تحقیر دارد نباید گفت.
حالت دوم عکس حالت اول است. بعضی با «دارم دارم» میخواهند مردم را آزار بدهند و اذیت کنند و از جاده اخلاص و حقیقت خارج شوند، بعضی دیگر با «ندارم ندارم». خدا به او نعمتی داده ولی دلش نمیخواهد دیگران بفهمند و همیشه کتمان میکند. مثل افرادی که مرتب دلشان میخواهد ترحم دیگران را نسبت به خودشان برانگیزند؛ سالم است مرتب آه میکشد و ناله میکند. این، عمل زشتی است، بلکه یک نوع گناه است. خدا به تو سلامت داده، بگو سالمم، چرا بیخود آه میکشی؟! میتوانی با قد راست حرکت کنی، چرا خودت را خم میکنی؟! چرا خودت را بیش از مقداری که شکسته هستی شکسته نشان میدهی؟! چرا خودت را بیش از مقداری که پیر هستی پیر نشان میدهی؟! چرا بیش از مقداری که فقیر هستی فقیر نشان میدهی؟! چرا نعمتهای خدا را مخفی میکنی برای اینکه ترحم دیگران را به خودت جلب کنی؟! به خدا اعتماد نداری؟! اینجا جای این است که انسان تحدث به نعمت بکند و بگوید: «الحمد لله ما داریم و احتیاج نداریم، خداوند به ما داده». اگر انسان احتیاج ندارد یا در یک حد معین احتیاج