آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٠
میگوید: به گذشتهات نگاه کن چگونه همیشه دست عنایت الهی تو را اداره کرده و چگونه لطفش شامل حال تو بوده است. اول میفرماید: ألَمْیجِدْک یتیمآ فَآوی آیا یک یتیم بیمأوی و بیپناهی نبودی و خدا تو را مأوی داد؟!
کودکی پیغمبراکرم
پیغمبر یتیم بود و علاوه بر اینکه یتیم بود، لطیم هم بود. در نصاب میگوید: «یتیم بیپدر است و لطیم بیابوین». به کسی که پدرش از دستش برود میگویند «یتیم» و به کسی که پدر و مادر هر دو از دستش برود میگویند «لطیم». پیغمبراکرم هنوز در رحم مادر بود که پدر را از دست داد. وقتی که ایشان به دنیا آمد، طبق معمول آن وقت که فکر میکردند ـ و فکر درستی هم بود ـ که بچهها بهتر است در بادیه بزرگ بشوند چون هوای بادیه بازتر و آزادتر و بهتر است، بچه را به حلیمه سعدیه که زن فقیری بود و شوهر خیلی فقیری هم داشت، دادند. کسی به حلیمه بچهای نداد و او وقتی چشمش به حضرت افتاد مثل اینکه جاذبه حضرت او را کشید، حضرت را گرفت. داستانش خیلی مفصل است. حضرت چهار سال در بادیه بود. از شیر این زن خورد و بعد هم که دوره شیرخوارگی تمام شد در همان بادیه با بچههای او بازی میکرد.
حلیمه جریانهای عجیب زیادی از کودکی حضرت نقل میکند. مثلا میگوید: او همیشه از پستان راست من شیر میخورد و از پستان چپ هیچ وقت شیر نخورد و آن را برای بچه خود من گذاشته بود. اصلا اگر هم گرسنه بود، وقتی از پستان چپ میدادم نمیخورد. یا میگوید: گاهی که در خیمه بود و ناراحت بود و گریه میکرد، تا او را بیرون میبردم و چشمش به آسمان میافتاد آرام میگرفت. من تعجب میکردم که این چه