آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٣
قرار نداده است.
نکته
قسم به این دو چیز نکتهای دارد و آن این است که در اینجا به اوایل روز و طلوع خورشید و به شب سوگند میخورد برای اینکه آن حالت پیغمبر که خورشید وحی بر او ظاهر شد و بعد چهره خودش را پنهان کرد، شبیه است به آشکار شدن خورشید ظاهری و جسمانی و بعد، آمدن شب. کأ نّه میفرماید: سوگند به ضُحای وحی و طلوع وحی بر تو و سوگند به مخفیشدن وحی از تو. در حقیقت، اینجا میخواهد این نکته به پیغمبراکرم گفته شود که مسئله زدن برق وحی و بعد نزدن این برق و اینکه مدتی تو منقطع از وحی بمانی ربطی به این مسئله ندارد که خدا تو را شایسته ندیده باشد، رها کرده و مورد غضب قرار داده باشد، بلکه این حسابی دارد؛ همان طور که در عالم ماده و جسمانی اگر خورشید طلوع میکند و بعد شب میآید، شب علامت غضب نیست بلکه این شب هم در کنار آن روز لازم است، این انقطاع وحی و این شبِ روحی، برای تو امری لازم و ضروری بوده است و باید چنین چیزی واقع میشد.
یک نکته روانشناسی
از نظر روانشناسی جملهای میگویند که شاید به اینجا هم قابل تطبیق باشد. جمله عجیبی است؛ میگویند: «انسان اسکی را در تابستان یاد میگیرد و شنا را در زمستان»، با اینکه عکس قضیه است و انسان در زمستان اسکیبازی میکند و در تابستان شنا میکند. مقصود این است: به طور کلی این یک خصلت روانی برای انسان است که وقتی با کاری مواجه میشود ابتدا منطبق بر آن کار و آماده برای آن نیست، ولی اگر