آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٨
علی (ع) تهیه کرده بود آرد میکرد و خمیر میکرد و از آن نان میپخت. روزی به واسطه نذری همگی روزه میگیرند. وقت افطار که میرسد فقیری دم در میآید[١] و امیرالمؤمنین قرص نان خودشان را به فقیر میدهند. حضرت زهرا و فضّه و حسنین هم اقتدا میکنند. روز دوم یتیمی میآید و روز سوم اسیری، و این کار تکرار میشود. حال، اهمیت این جریان در این نیست که سه روز پیاپی بوده، بلکه در این است که میفرماید: وَ یطْعِمونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسْکینآ وَ یتیمآ وَ أسیرآ. إنَّما نُطْعِمُکمْ لِوَجْهِ اللهِ لانُریدُ مِنْکمْ جَزاءً وَ لاشُکورآ[٢] . در اینجا خدا از باطن آنها حکایت میکند و صحبتِ خود انسان نیست. میفرماید: طعام را بر اساس حُب الهی (یا در عین اینکه شدیدا مورد نیاز و احتیاجشان بود) به مسکین و یتیم و اسیر دادند و سخنشان و زبان حالشان این بود که ما فقط محض رضای خدا میدهیم و از شما توقع هیچ پاداشی نداریم و حتی توقع نداریم که تشکر کنید.
وَ ما لاَِحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزی اینها در نزد احدی نعمتی که در قبالش پاداش بخواهند ولو یک تشکر، ندارند؛ یعنی هرچه دادند حتی یک تشکر هم توقع ندارند.
پس برای چه دادند و چه میخواهند؟ إلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الاَْعْلی. فقط یک چیز میخواهند و آن، طلب چهره پروردگار برترینشان است. روی خدای خودشان را میخواهند، رضای خدای خودشان را میخواهند و جز به رضای خدا اصلا به چیز دیگری فکر نمیکنند.
وقتی که اندیشه انسان آنقدر بالا برود که جز رضای خدا چیزی برایش مطرح نباشد و حتی بهشت و جهنم هم برایش مطرح نباشد، نتیجه
[١] . امتحان الهی اينچنين پيش میآيد.
[٢] . انسان / ٨ و ٩.