آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٢
مقتضای همان تک سرشتی بودن خودش عمل میکند و او جز جنبه عِلوی و جنبه خدایی، نه چیز دیگری را میبیند و نه به چیز دیگری گرایش دارد و نه میتواند ببیند و گرایش داشته باشد. لذا جای فرشتگان هم ثابت است: وَ ما مِنّا إلّا لَهُ مَقامٌ مَعْلومٌ[١] . برای فرشتگان بالارفتن ممکن نیست؛ یعنی جایی را ندارند که بالا بروند، هر چه میتوانند داشته باشند از همان اول داشتهاند.
حیوان نیز از نظر سرشتهای فطری، تک سرشتی است و حیوان محض است. در او از سرشت مَلَک چیزی وجود ندارد. همان طور که ملک فاقد سرشت حیوانی است حیوان فاقد سرشت ملکی است. این که میگوییم «سرشت» واقعا مقصودمان سرشت است، نه اینکه یک تعبیر باشد.
انسان، موجود دو سرشتی
ولی انسان واقعا دو سرشتی آفریده شده است. در انسان واقعا دو سرشت مختلف و متضاد آفریده شده است که اگر انسان خودش را در اختیار هریک از اینها بگذارد او را به یک طرف میکشاند. در عین حال به انسان قوه عقل و قوه اراده و قوه انتخاب داده شده است و مثل همان کسی است که بر دستگاهی مسلط است و میتواند از این موتورها استفاده کند یا استفاده نکند، یکی را خاموش کند و دیگری را روشن کند، به یکی بیشتر گاز بدهد و به دیگری کمتر، و یا تعادل برقرار کند.
وقتی که این طور شد، نتیجه این است که انسان برخلاف فرشته و حیوان، این گونه نیست که فقط یک راه داشته باشد؛ چون این بستگی دارد به عقل و اراده و انتخاب خود او که این راه را پیش بگیرد یا آن راه
[١] . صافّات / ١٦٤.