آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٠
فطرت
پس اینجا بحث این است: آیا جامعه بر فرد تقدم دارد یا فرد بر جامعه؟ آیا تمام ابعاد وجود فرد را جامعه میسازد، یا فرد به حکم فطرت و به دست توانای خلقت مقداری از پایههای اصلی انسانیتش ساخته شده؟ قرآن دومی را انتخاب میکند و میگوید: وَ نَفْسٍ وَ ما سَوّیها. فَألْهَمَها فُجورَها وَ تَقْویها. این یعنی فطرت، و به معنای رد نظریهای است که میگوید تمام ابعاد شخصیت انسان را جامعه میسازد. قرآن میگوید: قسمتهای اصلی ابعاد شخصیت انسان در متن خلقت ساخته شده. این حرف عجیبی است.
پس آن نظریه میگفت: «فرد هیچ نقشی ندارد و جامعه یک حرکت جبری میکند. بستگی دارد به این که وضع نظام اقتصادی چگونه باشد، هر نظام اقتصادی افراد را یک طور میسازد». ولی اسلام میگوید: افراد مسئول ساختن جامعهاند. لهذا میگوید: کلُّکمْ راعٍ وَ کلُّکمْ مَسْؤولٌ عَنْ رَعِیتِهِ[١] ، و امر به معروف و نهی از منکر را مطرح میکند.
مصلح باید صالح باشد
مسئله بعدی این است که قرآن میگوید: افراد اگر بخواهند مصلح باشند و جامعه را اصلاح و تطهیر و تزکیه کنند[٢] ، اول باید خودسازی و فردسازی کنند. تا فطرت در کار نباشد خودسازی امکان ندارد. طبق نظریهای که برای فرد هیچ شخصیتی قائل نیست و میگوید باید به جامعه پرداخت، خودسازی محال است. خودسازی طبق نظریه «فَألْهَمَها فُجورَها وَ تَقْویها»
[١] . بحارالانوار، ج ٧٢ / ص ٣٨.
[٢] . «يُزَكّيهِمْ» كه در بعضی آيات قرآن آمده، اصلاح جامعه را میگويد. بعضی هم در آيه «وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ»(مدّثّر/٤) گفتهاند مقصود اين است كه جامعه خودت را پاكيزه كن.