آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٨
عنایت دارد. بارها گفتهایم که در اسلام بردگی حکم یک دالان تربیتی را دارد. بردگی در اسلام جزء مقولات اقتصادی نیست، بلکه جزء مقولات آموزشی و پرورشی است؛ یعنی کسی که در میدان جنگ اسیر میشود و به زور وارد اسلام میشود مدتی تحت آموزش و پرورش اجباری قرار میگیرد، ولی بعد که آموخت، قرآن میگوید آزادش کنید. بنابراین اولین گردنه، آزاد کردن این بردههاست.
ولی در اسلام بندگی اختصاص به این نوع خاص ندارد، بلکه در قرآن از دو نوع بندگی دیگر هم یاد شده است. در اینجا که تعبیر «فک رقبة» به کار رفته نه تعبیر «عتق»، شاید از این جهت باشد که آن دو نوع دیگر را نیز شامل شود. نوع اول: قرآن هر نوع اسارت یک انسان را در دست انسان دیگر ولو به شکل بندگی رایج نباشد، تعبید و بندگی مینامد. قُلْ یا أهْلَ الْکتابِ تَعالَوْا إلی کلِمَةٍ سَواءٍ بَینَنا وَ بَینَکمْ ألّا نَعْبُدَ إلاَّ اللهَ وَ لا نُشْرِک بِهِ شَیئآ وَ لا یتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضآ أرْبابآ مِنْ دونِ اللهِ[١] . در اینجا مقصود از «اَرباب» ]برده داران [ظاهری نیست. قرآن حکومت و سلطه جبارانه هر کسی بر کس دیگر را «تعبید» مینامد.
همچنین قرآن از قول موسی خطاب به فرعون میفرماید: وَ تِلْک نِعْمَةٌ تَمُنُّها عَلَی أنْ عَبَّدْتَ بَنی إسْرائیلَ[٢] بنی اسرائیل را بنده خودت قرار دادی و حالا منتش را بر سر من میگذاری؟! فرعون بنی اسرائیل را بنده ظاهری خودش نکرده بود بلکه آنها جزء رعایایش بودند. بنی اسرائیل آزادی ظاهری داشتند و حر بودند ولی قرآن آن حکومت جبارانه فرعون بر آنها را «تعبید» مینامد. پس در واقع موسی میگوید: من آمدهام برای فک رقبه بنی اسرائیل.
[١] . آلعمران / ٦٤.
[٢] . شعراء / ٢٢.