قرآن و عرفان و برهان از هم جدائي ندارند - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٩٨
از اين كه فصول جواهر جواهر نيستند لازم نمى آيد كه پس فصول جواهر بايد اعراض باشند , و آنگاه اشكال پيش آيد كه اعراض چگونه مقوم انواع جوهرى خواهند بود ؟ و چگونه تحقق يك حقيقت هم از جوهر و هم از عرض تواند بود ؟
و عدم لزوم اشكال بدين جهت است كه اندراج موجودات در مقولات عشر به نحو حصر حقيقى نيست لذا ممكن است كه موجودى راسا از مقولات عشر نبوده باشد , و فصول حقيقى جواهر اين چنين اند .
همين تحقيق بسيار پر ارج شيخ رئيس را صاحب اسفار در فصل سوم منهج سوم مرحله نخستين آن در بحث وجود ذهنى آورده است بدين عبارت( : فان قلت قد صرح الشيخ فى الهيات لشفاء و غيرها بان فصول الجواهر لا يجب ان تكون جواهر) . . . ( ص ٧٠ج ١ ط رحلى ) . يكى از امهات مسائل اسفار كه جناب ملاصدرا در چند جاى آن گاهى به تصريح و گاهى به تلويح تقرير فرمود اين است كه فصل حقيقى موجودات , وجود است كه نه جوهر است و نه عرض , يعنى فوق مقوله است . از آن جمله در فصل هشتم مرحله چهارم اسفار ( ج ١ ط ١ ص ١١٩ و ١٢٠ ) بيانى عرشى دارد كه ترجمت برخى از عبارات او به خامه نگارنده چنين است : شيئيت شى ء به صورتش است نه به ماده اش , و صورت شيئى فصل حقيقى اوست , و فصل , در حقيقت , حقيقت علت و علت حقيقى اوست كه فصل حقيقى در حقيقت تمام شى ء است كه فعليت اوست , و فعليت نحوه وجود است , پس تماميت شيى ء به وجود است , و وجود فوق مقوله است نه جوهر است و نه عرض , و وجودات تطورات شئون بارى تعالى هستند , پس بارى تعالى تمام اشياء به نحو اعلى است .
نگارنده را درباره برخى از امهات مسائل اسفار حدسى ثاقب است , از آن جمله اين كه بيان شيخ رئيس در قاطيقورياس منطق شفا و الهيات آن كه فصول جواهر نه جوهرند و نه عرض , سبب انتقال علمى صاحب اسفار شده است كه فصل حقيقى هر موجود وجود است , چنانكه قاطبه عارفان بزرگ بر اين اصل عظيم اتفاق دارند لذا حق سبحانه را صورة الصور و حقيقة الحقايق گويند . در نتيجه آن , فيلسوف الهى شيخ رئيس و عارفان اصيل اسلامى و متبحر در حكمت متعاليه