قرآن و عرفان و برهان از هم جدائي ندارند - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٩٣
جدولى از بحر وجودى حسن *** بى خبر از جدول و درياستى
واى بر آندل كه ندارد خبر *** واى بر آن ديده كه اعماستى
آرى انسان بزرگترين جدول بحر وجود , و جامعترين دفتر غيب و شهود , و كاملترين مظهر واجب الوجود است . اين جدول اگر درست تصفيه و لايروبى شود مجراى آب حيات و مجلاى ذات و صفات مى گردد .
ما جدولى از بحر وجوديم همه *** ما دفترى از غيب و شهوديم همه
ما مظهر واجب الوجوديم همه *** افسوس كه در جهل غنوديم همه
به نقل بيان جناب شيخ باز گرديم : آنچه را در فصل ياد شده اشارات فرمود( : الاول لاندله) . . . آن را در فصل چهارم مقاله هشتم الهيات شفا بتفصيل بيان فرموده است . جمله اى از عبارت شريف او اين است( : فالاول لا جنس له و لذلك فان الاول لا فصل له , و اذا لا جنس له و لا فصل له فلا حدله و لا برهان عليه لانه لاعله له) . . . ( ص ٤٩١ج ٢ رحلى چاپ سنگى ) .
فرمود چون حقيقت وجود صمدى اعنى واجب الوجودى بالذات جنس ندارد فصل ندارد , و چون جنس و فصل ندارد حد ندارد , و چون حد ندارد برهان براى او نيست زيرا علت براى او نيست . اين بيان گرانقدر همان است كه در فصل چهارم گفته آمد كه حد وسط علت حكم است و مقارن با( لانه) است . و چون واجب بالذات وجود مطلق است و مبدا براى وجود مطلق متصور نيست برهان براى او نتوان اقامه كرد و لانه آورد . پس معرفت بواجب تعالى جز به صريح عرفان عقلى كه معرفت شهودى است صورت پذير نيست . همين بيان شيخ , سخن قاطبه عارفان است كه بدين سبب گفته اند : معرفت حق سبحانه را با نظر فكرى يعنى با حد و برهان منطقى نشايد بلكه بايد با معرفت شهودى شناخت , چنانكه همين حكيم الهى منطقى