قرآن و عرفان و برهان از هم جدائي ندارند - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٦١ - فصل هفتم در اين كه تنى چند از بزرگان دين و دانش معارف شريف عرفانى را برهانى كرده اند

در مسير تكامل و اشتداد وجودى به جايى مى رسد كه همان طور بدن و قواى وى در اطاعت او مى باشند , موجودات عالم همه به منزلت اعضاء و جوارح او مى گردند , و ماده كاينات مطيع او مى شود كه تواند در آنها تصرف كند , از اين روى معجزات قولى و فعلى و همچنين مطلق كرامات و خارق عادات مثل علاج اكمه و ابرص و استحالت عناصر مانند برد و سلام شدن نار براى ابراهيم خليل الرحمن و نزول باران از صلات استسقاء و جز آن , و بروز خصب و رخا و تسبيح حصا و تعبان شدن عصا و شق القمر و شق الشجر و شق الارض و شق البحر و احياى اموات و شفاى مريض و اشباه و نظاير اين گونه امور همه از تصرف جوهر نفس كامل انسانى به اذن الله است , نه چنانكه آراء فائله قايلند كه مساوق با گزاف مى گويند , زيرا كه آنان بى واسطه اسباب همه چيز را به خداوند نسبت مى دهند , و وسايط و اسباب و آلات را عزل مى كنند , چنانكه مردم طبيعى در مقابل آنان همه چيز را به اسباب نسبت مى دهند و از مسبب غافل اند و مى گويند مثلا ابر و باران از بخار آب است , و نمو درخت از جذب ريشه و برگ , و تولد حيوان از حرارت و تاثير رحم , و هكذا , اما خداپرستان گويند اين اسباب مسخر پروردگارند و كارهاى جهان هم نسبت به اسباب دارند و هم نسبت به مسبب كه بارى تعالى است چنانكه خود فرمود( : و ارسلنا الرياح لواقح ) ( حجر ٢٢ ) , و فرمود( : الله الذى يرسل الرياح فتشير سحابا . . . ) ( روم ٤٩ ) , و به عيسى روح الله خطاب فرمود([ : و اذ تخلق من الطين كهيئة الطير باذنى فتنفخ فيها فتكون طيرا باذنى و تبرى الاكمه و الا برص باذنى و اذ تخرج الموتى باذنى . . . ( مائده ١١١ ) , و آيات بسيار ديگر از اين قبيل . نار نمرود به اذن الله به واسطه نفس قدسى ابراهيم خليل الرحمن بردا و سلاما شد چنانكه ضمير قلنا در فرموده خداوند سبحان([ : قلنا يا نار كونى بردا و سلاما على ابراهيم ( انبياء ٧١ ) در اين حكم حكيم دو شاهد است .

يكى از معجزات فعلى باقى حضرت خاتم صلى الله عليه و آله و سلم قبله مدينه است كه بدون اعمال آلات نجومى و قواعد هيوى و يا در دست داشتن زيج و ديگر منابع طول و عرض جغرافيايى قبله مدينه را در غايت دقت و استواء