قرآن و عرفان و برهان از هم جدائي ندارند
(١)
ديباچه
١ ص
(٢)
مقدمه سخنى كوتاه در مكانت دانش ترازوست
٢ ص
(٣)
فصل اول
٩ ص
(٤)
فصل دوم در ابتناى قرآن و عرفان بر برهان است
١٥ ص
(٥)
فصل سوم در اين كه هيچگاه جامعه انسانى از منطق و برهان بى نياز نيست
٢٣ ص
(٦)
فصل چهارم در اين كه دين الهى و فلسفه الهى يكى است
٣٥ ص
(٧)
فصل پنجم در اين كه اساس عين و علم بر تثليث است
٤١ ص
(٨)
فصل ششم در معرفت نفس به بيان شارع و عارف و حكيم است
٥١ ص
(٩)
فصل هفتم در اين كه تنى چند از بزرگان دين و دانش معارف شريف عرفانى را برهانى كرده اند
٥٩ ص
(١٠)
فصل هشتم در استخراج موازين پنجگانه منطق از قرآن كريم است و در اين كه گفته ها ى نبى همه رمز باشد به معقول آكنده
٦٩ ص
(١١)
فصل نهم در توهم مذمت منطق و فلسفه از زبان اهل عرفان و ديگران و جواب آن است
٧٧ ص
(١٢)
فصل دهم در بيان طرق اقتناى معارف است
٩١ ص
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
قرآن و عرفان و برهان از هم جدائي ندارند - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٩ - فصل دوم در ابتناى قرآن و عرفان بر برهان است
كشم , شايد كه برخى را سودمند افتد , و مايه آگاهى و هشيارى خواننده اى گردد , و آن اين كه : در اثناى تدرس و تعلم علوم عقلى و صحف عرفانى دچار وسوسه اى سخت سهمگين و دژخيم و بدكنشت و بدسرشت در راه تحصيل اصول عقايد حقه به برهان و عرفان شده ام , و آزرده خاطرى شگفت از حكمت و ميزان كه از هر سوى شبهات گوناگون به من روى مى آورد . ريشه اين شبهات و وسوسه ها از ناحيت انطباق ظواهر شرع انور على صادعه الصلوة والسلام با مسائل عقلى و عرفانى بوده است كه در وفق آنها با يكديگر عاجز مانده بودم , و از كثرت فكرت به خستگى و فرسودگى موحش و مدهش مبتلا گشته ام , و از بسيارى سؤال از محضر مشايخم : آن عالمان دين به حق
| در سماى علم | سياره و ثوابت و الا گهر مرا بيم جسارت و ترس اسائه ادب و خوف |