صحيفه الحسن عليه السلام - حسن بن علی (ع ) - الصفحة ٣٠٩ -           فصل مناظرات آن حضرت
عبد الله بن زبير شرمگين شد ، به حضور امام آمد وگفت : أي ابا محمد معذرت مى خواهم ، اين مرد - وبه معاويه اشاره كرد - مرا به جدال با تو برانگيخت ، حال مرا بر نادانيم ببخش ، چون شما از خاندانى هستيد كه گذشت وبردبارى به سرشت شما آميخته است .
وامام به معاويه نگريست ، وفرمود : مى بينى كه از پاسخگوئى هيچكس باز نمى مانم ، واى بر تو آيا مى دانى كه من از كدام درخت بارورى جوانه زده ام ، دست از اين كارها بردار وگرنه داغى بر چهره ات بزنم كه همه رهروان شهرها وسرزمينها از آن سخن بگويند .
( ٦ ) مناظرهء آن حضرت با مروان بن حكم امام بر معاويه داخل شد ، هنگامى كه آن حضرت را ديد برخاست واحترام بسيار به ايشان گذاشت ، اين امر بر مروان سخت آمد وكلامي در بدى ايشان بيان كرد ، امام فرمود : واى بر تو أي مروان ، تو هميشه در ميدانهاى جنگ وبه هنگام رويارويى با دشمن ريسمان خوارى وننگ به گردن داشتيى ، زنان بر تو بگريند ، اين مائيم كه برهانهاى روشن را به همراه داريم ، واگر سپاسگزار